بایگانی برچسب‌ها: ابزوردیسم

نقد و بررسی فیلم «سنتوری»

سنتوری، سانسورشدنی نبود در سال‌های دهه‌ی هشتاد که ابتذال، سراسر حاکم سینمای ایران شده بود و با آثاری چون مهمان، کلاغ‌پر و… با سرعت هرچه بیشتر به سمت مادون فیلم‌فارسی قدم برمی‌داشتیم، ساخت فیلم اجتماعی، آن هم به صورت اقتباسی، قمار بزرگی بود. کاری که داریوش مهرجویی کرد و در سنتوری با اقتباسی آزاد از […]

«تبصره‌ی 22» از قانونِ هیچ

جوزف هلر، نویسنده و طنزپرداز آمریکایی، هشت سال از عمر خود را روی کتابی گذاشت که یکی از برترین آثار قرن گذشته‌ی میلادی محسوب می‌شود. رمان «تبصره‌ی 22» که برای اولین بار در سال 1961 به انتشار رسید، اثری بلند در حوزه‌ی داستانی و سبک کمدی سیاه به شمار می‌آید و جزئیات دژاوومانندی از وقایع […]

طعم گیلاس آبدار و شیرین

کلیپ مشهوری وجود دارد که از نظر من مایه‌ی تأسفی بر سلیقه‌ی فرهنگی عامه‌ی مردم ماست و آن را این‌جا برای‌تان قرار می‌دهم. جایی که دقیقا بعد از اولین اکران «طعم گیلاس» در ایران، خبرنگار سراغ مردم می‌رود و از آنان درمورد فیلم می‌پرسد؛ جواب‌ها جالب توجه است: «افتضاح بود!»، «این دیگه چی بود؟»، «آخرش […]

مقایسه مفهومی دو کتاب «مسخ» و «کرگدن»

از همین اول بگویم که قرار نیست با داستان‌های جذاب و کارتونی طرف باشیم که یک پسربچه به زنبور یا گربه تبدیل می‌شود و اتفاقات زنبوری یا گربه‌ای را تجربه می‌کند! گرچه هر کدام از کتاب‌هایی که در باب مسخ برای بچه‌ها نوشته شده است، یا انیمیشن‌هایی که در این زمینه ساخته شده، جذابیت‌های خاص […]

نقد و بررسی فیلم «بار هستی»

«بارِ هستی» سنگین است! «سَبُکیِ تحمل ناپذیرِ هستی» نامش آن‌قدر سخت هست تا حداقل برای کسی که اولین بار واژگانش را می‌بیند، باید اعراب‌گذاری شود تا اولین واژه‌اش، سَبْک خوانده نشود! اشتباهی که خود من در اولین مواجهه با آن داشتم… اما از اسم که بگذریم، فهم لایه‌های متعدد این فیلم، سنگین‌تر هم می‌شود تا […]

جملاتی از کتاب بار هستی، نوشته‌ی میلان کوندرا

میلان کوندرا نویسنده‌ای است که برای چاپ کتاب‌هایش نمی‌توانست از زبان مادری استفاده کند،‌ چون چاپ کتاب‌هایش در کشور چک‌اسلاواکی ممنوع بود. پس آن‌ها را معمولا به زبان فرانسه و انگلیسی می‌نوشت یا ترجمه می‌کرد. کتاب فلسفی بار هستی هم درست به همین شکل، ابتدا به زبان‌هایی به جز چک‌اسلاواکی منتشر شد. کوندرا در این […]

نقد و بررسی جامع رمان «سمفونی مردگان»

بعضی اوقات واقعا نیاز است که انسان اصطلاحاً «بزند به تخته!» چیزی که نیاز می‌بینم حتما درمورد کتاب سمفونی مردگان و نویسنده‌اش، یعنی «عباس معروفی» انجام دهم؛ چه‌این‌که از تاریخ مطالعه‌ی این اثر، مطلب حاضر، پنجمین مطلبی است که درباره‌ی این رمان نوشته‌ام و فکر می‌کنم حتی با وجود با چنین مطالب متنوع و جامعی، […]

یک تایتانیک شخصی: معرفی رمان کشتی ساکورا

در میان حاشیه‌ها «کوبو آبه» نویسنده‌ و نمایشنامه‌نویس ژاپنی را با شخصیت‌های سرگشته‌اش که عموماً به ناگاه در مواجهه با جامعه قرار می‌گیرند و هویتشان از این طریق بازتعریف می‌شود، می‌شناسیم. آدم‌هایی که حریم امن کوچکی دارند که روزی به طریقی توسط سایرین شکسته می‌شود، گاهی با پیدا شدن یک جسد در خانه، گاهی هم […]

جایی برای پیرمردها نیست؛ هست؟!

اگر بخواهیم در فیلم‌های جنایی دنبال یک اقتباس ادبی بگردیم، با توجه به تفاوت‌های ساختاری یک نوولِ جنایی یا دلهره‌آور با نوعِ تصویریِ جنایت و هراس، معمولا با آثاری صفر و صدی روبه‌رو می‌شویم. اما انتخاب امروز ما یعنی «جایی برای پیرمردها نیست» اگر بخواهد در این دوگانه، عدد بگیرد، قطعا صد را برمی‌گزیند. No […]

جستاری بر «جستارهایی در باب عشق»

رمان‌های عاشقانه همیشه درصد بالایی از حجم کتاب‌های چاپی را در دنیا از آن خود می‌کنند. سابقه‌ی نگارش داستان‌هایی با مضمون عشق، درکنار موضوعات فلسفی و اجتماعی و سیاسی، به افسانه‌هایی برمی‌گردد که از چندین هزار سال قدمت دارند. تمدن‌های روم و یونان باستان برای هر موضوعی که دغدغه‌های اصلی انسانی‌اند، خدایی را انتخاب می‌کردند […]
lightbox