بایگانی برچسب‌ها: انتشارات چشمه

فوتبال علیه دشمن یا دشمن علیه فوتبال؟!

یادم می‌آید در ایام نوجوانی بود که در جمعی خانوادگی حضور داشتم؛ بحث فوتبال و جام جهانی گرم بود و همه گرم صحبت بودیم؛ احتمالا بتوانید حدس بزنید که در میان این جمع مشتاق فوتبال، شخصیتی تیپیکال وجود داشت که مخالف صددرصدی فوتبال بود و هیچ درکی از فوتبال که هیچ، از ذوق و شوق […]

معرفی رمان «تعمیرکار» اثر «برنارد مالامود»

رستگاری در آغوش رنج تفاوت یک نویسنده با خبرنگار، در داشتن نگاهی هنری به مسائل و درآوردن قصه از دل یک حقیقت است. اگر خواننده بخواهد یک ماجرای صددرصد واقعی را بخواند، همیشه روزنامه‌ها و مجلاتی که اخبار گوناگون را پوشش داده‌اند، در دسترسش هستند. اگر بیننده‌ای بخواهد درباره‌ی یک رویداد واقعی، تصویری ببیند، همیشه […]

ماتیلدا، دشمن بر حق قلدرهای سن‌وسال‌دار!

به جرات می‌توان گفت که از هر 10 خانوار، 9 خانوار بد سرپرست هستند و بچه‌های خود را اذیت می‌کنند! زندگی در عمق خرافه‌ها و سنت‌ها همین است دیگر! گرچه نمی‌خواهم اغراق کنم و جمله‌ی قبلی هم پر از مبالغه است، اما از حق نگذریم، تعداد زیادی از جوانان امروز، خاطره‌های کودکی ناخوشایندی داشتند. چون […]

«هیچ دوستی به جز کوهستان» نیست!

فکرش را بکنید که بعد از شکست‌هایی پی‌درپی، امیدتان تنها به یک چیز معطوف شده و به دنبال مهاجرت به یک کشور دیگر، آن هم به روش قاچاقی هستید و کشور مذکور هم آن‌قدری سخت‌گیر و بدون انعطاف است که تمام وجودتان را استرس دستگیر شدن و افتادن به زندان فرا گرفته است؛ حال بعد […]

معرفی و بررسی کتاب «از قیطریه تا اورنج‌ کانتی»؛ آخرین اثر حمیدرضا صدر

از غافل‌‌گیر شدن چندان استقبال نمی‌کنم، هیچ‌وقت نکرده‌ام. نه در زمان‌هایی که برای مناسبات به‌ظاهر خوش‌یمنی تدارک دیده شود و نه قاعدتا زمان‌هایی که اتفاقی مهندسی‌نشده رقم بخورد. ولی از طرفی خوب هم می‌دانم و واقفم بر این که زندگی قرار نیست هیچ‌وقت به حرف ما گوش دهد و به خواسته‌های ما احترام بگذارد. پس […]

نقد و بررسی کتاب خانه‌ لهستانی‌ها

ماجرای یک خانه‌ی دوست‌داشتنی از کدام معجزه حرف می‌زنی؟ معجزه چه کوفتیه تو زندگی ما؟ به دوروبرمون نگاه کن! به این بچه نگاه کن! سه سالش بود، بی‌بابا شد. منو نگاه کن! بیست‌وپنج سالم بود، بیوه شدم.  خواهرم به این خوشگلی! یه محله خاطرخواهش بود. یه عطسه می‌کرد، همۀ تهرون بهش می‌گفتن عافیت باشه. حالا […]

معرفی رمان سرخ‌ِ سفید؛ روزی روزگاری خیابان 16 آذر

رد خون روی جلد سه کتاب برای مخاطبی که تاریخ حفظ کردن و درس جواب دادن به قصد گرفتن نمره، او را از مطالعه‌ی آزاد تاریخ هم بیزار کرده، یکی از راه‌های علاقمندتر شدن به تاریخ و مطالعه‌ی آن، خواندن رمان‌های تاریخی است. رمان‌های تاریخی، اگرچه نمی‌توانند مثل یک آینه‌ی جادویی، تمام تاریخ و اتفاقات […]

9 روایت از یک جای زخم: معرفی کتاب کورسرخی

یک فهرست جذاب و غمناک به جای نوشتن یک مقدمه و حاشیه رفتن و گرم کردن ذهن مخاطب، و سپس ورود به بخش‌های اصلی معرفی کتاب «کورسرخی» نوشته‌ی «عالیه عطایی» که با همکاری نشر «چشمه» منتشر شده است، ترجیح می‌دهم فهرست این کتاب را در ابتدای متنم بیاورم و بعد از کتاب با شما حرف […]

جایی برای پیرمردها نیست؛ هست؟!

اگر بخواهیم در فیلم‌های جنایی دنبال یک اقتباس ادبی بگردیم، با توجه به تفاوت‌های ساختاری یک نوولِ جنایی یا دلهره‌آور با نوعِ تصویریِ جنایت و هراس، معمولا با آثاری صفر و صدی روبه‌رو می‌شویم. اما انتخاب امروز ما یعنی «جایی برای پیرمردها نیست» اگر بخواهد در این دوگانه، عدد بگیرد، قطعا صد را برمی‌گزیند. No […]

عقاید یک دلقک؛ رمانی جذاب و مشهور

رمان «عقاید یک دلقک» یکی از معروف‌ترین رمان‌های «هاینریش بل» نویسنده آلمانی است. اثری که در سال ۱۹۶۳ نوشته شده است. هاینریش بل برای نوشتن این رمان در سال ۱۹۷۲ برنده‌ی جایزه‌ی نوبل شد. کتاب عقاید یک دلقک در ایران توسط «محمد اسماعیل‌زاده» ترجمه و توسط «نشر چشمه» منتشر شده است. کتابی که به چاپ پنجاهم […]
lightbox