بایگانی برچسب‌ها: نشر چشمه

مروری بر پرده‌ی نقره‌ای «به روایت ناصر تقوایی»

امیدوارم که هنرمندانِ این سرزمین، تا سال‌های سال زنده و سرافراز باشند؛ اما بالاخره مرگ، تقدیر محتوم این بشر محدود است و با این تفسیر، به جای آن که بنشینیم تا هنرمندی دار فانی را وداع گوید و سپس به سراغ بازخوانی زندگی و سبک کاری او برویم، بهتر است پهلوان زنده را عشق کنیم! […]

ماجرای درختی که می‌خواست ساز بشود: معرفی رمان پارک شهر

یکی از کتاب‌های قفسه‌ی ‌آبی «نشر چشمه» که نخستین بار در سال ۱۳۹۹ به چاپ رسیده است، «پارک شهر» نام دارد. همان‌طور که در پشت جلد نیز قید شده، کتاب‌های قفسه‌ی آبی این نشر، عمدتاً شامل آثار ژانری، قصه‌گو و جریان‌محور می‌شوند. در پارک شهر که «هانیه سلطان‌پور» آن را نوشته، دقیقاً می‌شود این ویژگی‌ها […]

قضیه‌ی تفنگِ بی‌فشنگ یک کارآگاه خصوصی: معرفی رمان در رویای بابل

اسم ریچارد براتیگان برای مخاطب جدی ادبیات، با دیوانگی‌های نسل بیت، با در قند هندوانه، با آن شعرهایی که توصیه به کاشتنشان کرده بود و با خودکشی ایستاده‌اش پشت پنجره، رو به دریا با کالیبر44 گره خورده است. از میان تجربه‌های گوناگون این نویسنده و شاعر آمریکایی که دنیا به ادبیات و هنر، او را […]

یک تارک دنیا دقیقاً به چه دردی می‌خورد: معرفی مجموعه‌داستان تارک دنیا مورد نیاز است

بدون حاشیه رفتن و مقدمه‌چینی، می‌خواهم یک مجموعه داستان «خیلی‌ خوب» به شما معرفی کنم که هم بار سرگرم‌کننده‌ی لازم برای مخاطب عام را دارد و هم خواندنش تجربه‌ای است متفاوت در زمینه‌ی خواندن داستان کوتاه، و منبعی است برای ایده گرفتن و یادگیری داستان‌نویسی برای نویسندگان جوان. مطالب من در مجله کتابچی را هم […]

مروری بر کتاب «آدم‌خواران» اثر «ژان تولی»

توجه: این متن در نقاطی ممکن است داستان کتاب را فاش کند. بسیاری از نویسندگان برای خلق آثار خود به سراغ وقایع سیاسی، اجتماعی، تاریخی‌‌ می‌روند که در واقعیت رخ داده است. آن‌ها خمیرمایه و پی‌رنگ کار خود را از این وقایع گرفته و با قریحه و استعداد خود، آن را در جهت دست یافتن […]

معلوم است که «من منچستر یونایتد را دوست دارم»!

وقتی که برای اولین بار اسم کتاب مهدی یزدانی خرم را شنیدم انگار با یک حشو یا اضافه‌گویی روبه‌رو بودم؛ پیش خودم گفتم «تو منچستر یونایتد را دوست داری؟» خب من هم منچستر یونایتد را دوست دارم! اصلا معلوم است که باید منچستر یونایتد را دوست داشته باشی! مگر می‌شود که سر الکس فرگوسن را […]

نقد و بررسی کتاب «هرس» از نسیم مرعشی

اگر بخواهیم نویسندگانی را که امروز در ادبیات ایران مشغول به کار هستند دسته‌بندی کنیم، می‌توانیم آن‌ها را در دو گروه اصلی بشناسیم؛ نویسندگانی که داستان‌شان را در دنیای شخصی خودشان نگه می‌دارند و ترجیح می‌دهند ما را به نگاه کردن از دریچه‌ی زندگی‌ خودشان دعوت کنند، و نویسندگانی که یک مسئله‌ی ناتمام مشترک را دوباره […]

عواقب ترس بیش از حد در رمان «استخوان»

می‌خواهم یک حقیقت تلخ را برایتان بگویم: ما انسان‌ها، ترسو هستیم. چون از همان بدو تولد، مجبور هستیم مراحلی را طی جدا شدن و مستقل شدن از وجود مادر تجربه کنیم. تمام عمر به دنبال آرامش و امنیتی هستیم که در دوران جنینی و در شکم مادر تجربه کرده بودیم. برای همین، ترس و اضطرابمان […]

«شکار کبک»؛ ماجرای معصوم‌ترین قاتل دنیا

می‌خواهم برایتان قصه‌ی دور و درازی تعریف کنم تا برسم به این موضوع که چرا از نظر من، قاتل زنجیره‌ای کتاب «شکار کبک»، نوشته‌ی رضا زنگی‌آبادی، انسان خوبی است و مکانیزم دفاعی به‌جایی را برگزیده است. البته شاید الان تصور کنید که به عنوان نویسنده‌ی این مطلب، پتانسیل تبدیل شدن به یک قاتل زنجیره‌ای را […]

«تبصره‌ی 22» از قانونِ هیچ

جوزف هلر، نویسنده و طنزپرداز آمریکایی، هشت سال از عمر خود را روی کتابی گذاشت که یکی از برترین آثار قرن گذشته‌ی میلادی محسوب می‌شود. رمان «تبصره‌ی 22» که برای اولین بار در سال 1961 به انتشار رسید، اثری بلند در حوزه‌ی داستانی و سبک کمدی سیاه به شمار می‌آید و جزئیات دژاوومانندی از وقایع […]
lightbox