بایگانی برچسب‌ها: نشر چشمه

معلوم است که «من منچستر یونایتد را دوست دارم»!

وقتی که برای اولین بار اسم کتاب مهدی یزدانی خرم را شنیدم انگار با یک حشو یا اضافه‌گویی روبه‌رو بودم؛ پیش خودم گفتم «تو منچستر یونایتد را دوست داری؟» خب من هم منچستر یونایتد را دوست دارم! اصلا معلوم است که باید منچستر یونایتد را دوست داشته باشی! مگر می‌شود که سر الکس فرگوسن را […]

نقد و بررسی کتاب «هرس» از نسیم مرعشی

اگر بخواهیم نویسندگانی را که امروز در ادبیات ایران مشغول به کار هستند دسته‌بندی کنیم، می‌توانیم آن‌ها را در دو گروه اصلی بشناسیم؛ نویسندگانی که داستان‌شان را در دنیای شخصی خودشان نگه می‌دارند و ترجیح می‌دهند ما را به نگاه کردن از دریچه‌ی زندگی‌ خودشان دعوت کنند، و نویسندگانی که یک مسئله‌ی ناتمام مشترک را دوباره […]

عواقب ترس بیش از حد در رمان «استخوان»

می‌خواهم یک حقیقت تلخ را برایتان بگویم: ما انسان‌ها، ترسو هستیم. چون از همان بدو تولد، مجبور هستیم مراحلی را طی جدا شدن و مستقل شدن از وجود مادر تجربه کنیم. تمام عمر به دنبال آرامش و امنیتی هستیم که در دوران جنینی و در شکم مادر تجربه کرده بودیم. برای همین، ترس و اضطرابمان […]

«شکار کبک»؛ ماجرای معصوم‌ترین قاتل دنیا

می‌خواهم برایتان قصه‌ی دور و درازی تعریف کنم تا برسم به این موضوع که چرا از نظر من، قاتل زنجیره‌ای کتاب «شکار کبک»، نوشته‌ی رضا زنگی‌آبادی، انسان خوبی است و مکانیزم دفاعی به‌جایی را برگزیده است. البته شاید الان تصور کنید که به عنوان نویسنده‌ی این مطلب، پتانسیل تبدیل شدن به یک قاتل زنجیره‌ای را […]

«تبصره‌ی 22» از قانونِ هیچ

جوزف هلر، نویسنده و طنزپرداز آمریکایی، هشت سال از عمر خود را روی کتابی گذاشت که یکی از برترین آثار قرن گذشته‌ی میلادی محسوب می‌شود. رمان «تبصره‌ی 22» که برای اولین بار در سال 1961 به انتشار رسید، اثری بلند در حوزه‌ی داستانی و سبک کمدی سیاه به شمار می‌آید و جزئیات دژاوومانندی از وقایع […]

نقد و بررسی کتاب «خون‌خورده» اثر «مهدی یزدانی‌خرم»

داستان ارواح صرفا و الزاما نباید راجع به موضوعات ترسناک باشد. همیشه قرار نیست با سناریویی مثل فیلم «کینه» یا «حلقه» روبه‌رو باشید. داستان ارواح می‌تواند طنز باشد، چیزی که در رمان «خون خورده» اتفاق میفتد. رمانی که با دو روح و پسری به اسم مفتاح پیش می‌رود که خیال مهاجرت را در سر می‌پروراند. […]

مثل خون در رگ‌های من؛ نامه‌های احمد شاملو

کتاب‌های شعر همیشه در قفسه‌ی کتاب‌خانه‌ی ما هستند؛ مثلاً دیوان حافظ. اما کتاب شعرهایی مثل دیوان حافظ در خانه‌های اکثر ما، سالی یک‌بار برای شب یلدا بیرون می‌آید! اگر این‌طور نیست، شما یک فرد علاقه‌مند به شعر محسوب می‌شود؛ چون امروزه آمار شعرخوانی به‌شدت پایین آمده. خب حق هم داریم؛ از قدیم گفته‌اند که شعر […]

پسری روی سکوها؛ «فوتبال یعنی دنیای کوچک‌شده جامعه»

هر انسانی برای اوقات فراغت خود برنامه‌ای دارد؛ گاهی با دوستان قدیمی خلوت می‌کند، گاهی به سینما می‌رود، گاهی کتاب می‌خواند، از اخبار هنرمندان و ورزشکاران محبوب خود مطلع می‌شود و گاهی فوتبال می‌بیند. گفتم فوتبال… پدیده‌ای پر رمز و راز، مهیج و دوست‌داشتنی. باید بگوییم هستند افرادی که از دیدن فوتبال لذت نمی‌برند و […]
lightbox