پنجره‌های تشنه اثر مهدی قزلی

عکس پنجره‌های تشنه

کتاب پنجره‌های تشنه

(روزنوشت‌های انتقال ضریح امام حسین(ع) از قم به کربلا)

انتشارات:سوره مهر
نویسنده:مهدی قزلی

انتشارات سوره مهر منتشر کرد:

رسیدیم به روستای نهرمیان. مردم یا حسین گویان می‌دویدند سمت ضریح، انگار که بخواهند تریلی را فتح کنند. چند دقیقه ایستادیم و موقعی که تریلی داشت حرکت می‌کرد، به مردم می‌گفتیم لبه حفاظ را ول کنند که یک وقت زمین نخورند. پسر جوانی سماجت می‌کرد. گفتم: پسر جان ول کن الان زمین می‌خوری. پسر که فهمید دیر یا زود باید تریلی را رها کند به من گفت: ببین من فرشادم، من را به اسم دعا کن کربلا. بعد تریلی را ول کرد. داشتیم دور می‌شدیم که داد زد: فرشاد…

یادت نره. همان جا نشست به گریه و کف دستش را کوبید زمین. دور می‌شدیم و فرشاد نشسته بود کنار جاده. من هم نشستم پشت تریلی به گریه. حاضر بودم همه چیزم را بدهم جایم را با فرشاد، عوض کنم.

مهدی قزلی
مهدی قزلی
پنجرههای تشنه
آ مثل بابا (مدرسه‌نوشتن)
کتاب سخنگو پنجره‌های تشنه
فصل باران (سوره‌مهر)
بالا بلند (مدرسه‌نوشتن)
قرار با خورشید (به نشر)
شریان مکران
آفتاب آخرین (چهارده خورشید، یک آفتاب)
شریان مکران: روایتی از احداث خط لوله
قصه کربلا