گل حسرت اثر لیلا شفاعیتکلیمی
دستش را درون آب چشمه فرو برد و مقابل دهانم گرفت من نیز بیآنکه به عواقب این کار فکر کنم لبهایم را نزدیک بردم و قدری از آبی که کف دستش باقی مانده بود نوشیدم، ناگهان صورتم را میان دو کف دستش گرفت و همانطور که آب از دو طرف صورتم به روی لباسهایم میریخت مستانه گفت:
_رویا دیوونه تم!
خشک بود و خالی و سرد آسمان
نعره زن اهریمن پیر خزان
قلب مهر آذین به خون سرنوشت
مستی خواب و شراب بیامان
لیلی تکلیمی
لیلا شفاعیتکلیمی
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «گل حسرت» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «گل حسرت» ثبت میکند.











