عکس گل حسرت
عکس گل حسرت

کتاب گل حسرت

دستش را درون آب چشمه فرو برد و مقابل دهانم گرفت من نیز بی‌آنکه به عواقب این کار فکر کنم لب‌هایم را نزدیک بردم و قدری از آبی که کف دستش باقی مانده بود نوشیدم، ناگهان صورتم را میان دو کف دستش گرفت و همانطور که آب از دو طرف صورتم به روی لباس‌هایم می‌ریخت مستانه گفت:

_رویا دیوونه تم!

 

خشک بود و خالی و سرد آسمان

نعره زن اهریمن پیر خزان

قلب مهر آذین به خون سرنوشت

مستی خواب و شراب بی‌امان

لیلی تکلیمی

لیلا شفاعی‌تکلیمی
لیلا شفاعی‌تکلیمی

نظرات کاربران(0)

نظرات کاربران(0)

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز
نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

مرتب سازی براساس:

شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «گل حسرت» ثبت می‌کند.

پرسش و پاسخ (0)

پرسش و پاسخ (0)

شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «گل حسرت» ثبت می‌کند.