بالاتر از بهشت اثر پروین کمال‌زاده

عکس بالاتر از بهشت
عکس بالاتر از بهشت

کتاب بالاتر از بهشت

چهرهٔ محمد در هم بود چند بار لرزش پره‌های بینی او را دید بعد از لحظاتی صدای خش دارش درآمد:

_همیشه به پدرم تکیه داشتم وقتی دستش رو روی شونه‌های من میذاشت حس میکردم یه  کوه پشتمه. می‌دونم بخاطر من از تمام خوشی هاش گذشته. اون بخاطر من فداکاری کرده که شاید کمتر کسی این کارو کنه. بخاطر آسایش ما آرامش خودش رو حروم کرده و از صبح تا دیروقت مشغول کار و تلاش بود،   اما ازدواجش بدجوری دل منو شکونده نمیتونم خودم رو قانع کنم که به دیدنش برم، هرچند که دلتنگش باشم.

پروین کمال‌زاده
پروین کمال‌زاده
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز
نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

مرتب سازی براساس:

شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «بالاتر از بهشت» ثبت می‌کند.

پرسش و پاسخ (0)

پرسش و پاسخ (0)

شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «بالاتر از بهشت» ثبت می‌کند.