ضحاک ماردوش اثر آرمان آرین

عکس ضحاک ماردوش
عکس ضحاک ماردوش

کتاب ضحاک ماردوش

انتشارات:

چکه

نویسنده:

آرمان آرین

نویسنده:

آرمان آرین

آشپز ایستاد و با حیله گری گفت: «دست کم بگذارید شانه‌های مبارکتان را ببوسم. می‌دانم خواستهٔ زیادی است اما قول می‌دهم که دیگر تا آخر عمرم به عنوان یک آشپز ناچیز، هیچ چیزی از شما نخواهم…»

… به سوی پادشاه آمد. پادشاه حتی او را نمی‌دید. سرش توی دیگچه‌ای بود و آن را می‌لیسید و شانه‌اش را برای بوسه پیش آورده بود.

اهریمن فورا پیراهن زربافت او را کنار زد و ابتدا شانهٔ چپ و سپس شانهٔ راست بیوراسپ را بوسید و بعد ناگهان قهقه‌ای سر داد؛ خنده‌ای چنان ترسناک که لقمه در گلوی پادشاه گیر کرد.

آرمان آرین
آرمان آرین

دیگر آثار این نویسنده

مجموعه پتش خوآرگر (۵جلدی)
پتش خوارگر (مجموعه ۵ جلدی، با قاب) افق ^
آیندهٔ کهن
حماسهٔ اندرون
‭Dark garden nightmare
نگاره‌های اهورایی
شاهنامگ (آغاز داستان ها: اسطورهٔ ۱ (کیومرس پادشاه) )
استرس، سلامتی و سازگاری با آن
پارسیان و من ۳
مجموعه آرمان آرین (۴جلدی)
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز
نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

مرتب سازی براساس:

شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «ضحاک ماردوش» ثبت می‌کند.

پرسش و پاسخ (0)

پرسش و پاسخ (0)

شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «ضحاک ماردوش» ثبت می‌کند.