صندوقچهٔ قصه اثر صغری دلداده بارانی

عکس صندوقچهٔ قصه
عکس صندوقچهٔ قصه

کتاب صندوقچهٔ قصه

قیمت:

50,000

10٪

45,000

تومانءء

قیمت:

50,000

10٪

45,000

تومانءء

خان جون سررسید و او را بالای سر صندوقچه دید. داد و بیداد راه انداخت و گفت: این جا چی کار میکنی؟ با این صندوق چی کار داری؟

صدای خان جون که به گوش همه اهل خانه رسید از کوچک تا بزرگ بیرون ریختند. هر کس حرفی میزد. عمو حسن و پدرم به داخل خانه دویدند. عمو حسن وقتی فهمید عمو مجتبی رفت سراغ صندوقچه عصبانی شد و به طرفش هجوم برد. خان جون گوشه‌ای ایستاده بود و غر میزد. پدرم جلوی عمو حسن را گرفت. عمو مجتبی دست زیر صندوق برد و تبر را بیرون کشید و فریاد زد:

نمیذارم صاحب صندوقچه بشی!

و به طرف عمو حسن یورش برد . خان جون فریاد زد:

جلوشو بگیر.

صغری دلداده بارانی
صغری دلداده بارانی
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز
نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

مرتب سازی براساس:

شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «صندوقچهٔ قصه» ثبت می‌کند.

پرسش و پاسخ (0)

پرسش و پاسخ (0)

شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «صندوقچهٔ قصه» ثبت می‌کند.