در پناه زاگرس اثر محمد علی مهرابی
انتشارات هشت منتشر کرد:
کاسردار خوب میداند چگونه باید آنها را غافل گیر کند. مکان مناسبی مییابد و سنگر میگیرد. مینشیند و پای راستش را خم میکند و برنو را مینشاند روی زانوی چپش؛ نفس را در سینه حبس میکند. انگشتش روی ماشه ثابت میماند. تمام جانش را میکند چشم و آن را میدوزد به سواری که پایین تنگه جلوتر از همه سرخوشانه گلهها را پیش میراند و دزدانه اطرافش را میپاید. کاسردار زیر لب وردی میخواند و ماشه را میچکاند. صدای شلیک برنو میپیچد توی کوه، تیر بر سینهٔ سوار مینشیند و او را از روی اسب کله پا میکند. برای لحظهای وحشت همه را فرا میگیرد…
محمد علی مهرابی
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «در پناه زاگرس» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «در پناه زاگرس» ثبت میکند.











