بازی خطرناک اثر پرهام دارابی
انتشارات علم منتشر کرد:
دوباره به ساعتش نگاه کرد. دو دقیقه از یازده گذشته بود. هر لحظه بر اضطرابش افزوده میشد. نصف ناخنهایش را جویده بود. دیگر کار از ناخن جویدن گذشته بود، به همین خاطر دست در جیبش کرد و پاکت سیگارش را بیرون آورد. سومین نخ آن شب را آتش زد و با ولع فراوان دودش را وارد ریههایش نمود. مجددا به ساعتش نگاه کرد. یازده و چهار دقیقه. فقط دو دقیقه گذشته بود.
پرهام دارابی











