نزدیک میشوم به کلامی که مسری است اثر عادل نریمانی
انتشارات نزدیکتر منتشر کرد:
با گریه از کنارِ من امروز رد شدی
فردا تو دیدهای وسط کوچهات مرا
یک بچّه با لبانِ تو و چشمهای من
دیروز میدویده پر از شوق سمت ما
من منتظر نشستهام و عطر بودنت
پیچیده توی خانه ولی باز نیستی
تو منتظر نشستهای از در بیایم و
من را بغل کنی و همانجا بایستی
گلدان کوچکیست درون تنت ولی
عکست درون آینه مادر نمیشود
ده سال میشود که ندیدم تو را ولی
دل تنگیام برایِ تو کمتر نمیشود
صبحانه میخوریم سرِ کار میرویم
غرقیم در حضانتِ بیبچّههایمان
شب میشود و گوشیِ من زنگ میخورد
پایان شعر میرسد، اما صدایمان
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «نزدیک میشوم به کلامی که مسری است» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «نزدیک میشوم به کلامی که مسری است» ثبت میکند.











