انتشارات پیکان منتشر کرد:
قصه خداداد قلبتان را به لرزه در میآورد و از خود میپرسید چگونه ممکن است در پس این چهره شیرین و جذاب قلبی چنین اهریمنی و بیرحم نهفته باشد. اما وقتی با دقت به عمق این قصه هولناک میاندیشید بیاراده بر خداداد دل میسوزانید؛ جوانی رعنا که اسیر دست سرنوشت سیاه خویش است و چیزی او را به هیجان نمیآورد و به زندگیاش مفهوم نمیبخشد جز دیدن خون آدمهای بیگناه. خداداد از نعمت مهر ورزیدن محروم است. او با لبخندی شیطانی میپرسد: «محبت مثقالی چند؟»
نظرات کاربران(0)
مرتب سازی براساس:
نظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
۰.۰
0.0
از 0 امتیازپرسش و پاسخ (0)




