انتشارات پیکان منتشر کرد:
خوشبخت بودیم. صدایم که میکرد قلبم به لرزه میافتاد. دستم را که میگرفت، تمام دیوارهای دنیا میشکست.
آن وقتها
من بودم و او و خوشبختی، من بودم و او و زندگی کنار هم مینشستیم و بیخیال همه دنیای کودکانه بازی میکردیم: کلاغ… پر، گنجشک… پر، سار… پر.
آن وقتها
خوشبخت بودیم و بیخیال، آن قدر بیخیال که نمیدانستم یک روز…
محصولات مشابه
نظرات کاربران(0)
مرتب سازی براساس:
نظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
۰.۰
0.0
از 0 امتیازپرسش و پاسخ (0)











