عکس فاصله
عکس فاصله

کتاب فاصله

انتشارات:

پیکان

نویسنده:

سمیه بابایی

نویسنده:

سمیه بابایی

انتشارات پیکان منتشر کرد:
ضعف شدیدی در تنم احساس می‌کردم. چشمانم بسته شده بود. احساس می‌کردم تمام اعضای بدنم خشک شده است. صدای امیر را که وحشت زده صدایم می‌کرد، انگار از دوردست‌ها می‌شنیدم. فقط سردی دستش را که روی گردنم گذاشته بود حس می‌کردم و صدای مرتعشش را می‌شنیدم که زیرگوشم می‌گفت: «ارزونی همونی که آرزوش رو داشتی، فقط زنده بمون!»

نظرات کاربران(0)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز

پرسش و پاسخ (0)