سایههای پشت شیشه اثر ناهید سدیدی
انتشارات اساطیر پارسی منتشر کرد:
در آن نور کم، آبشار هیبتی و هم آور داشت. چیز زیادی دیده نمیشد. صخرههای شکاف دار بود و شاخههای برهنه با یکی دو برگ قهوهای که نوکشان از مه بیرون زده بود. دندانهایم از سرما و دلهره به هم میخورد. همه چیز شبیه سایهٔ مامان بود. شبحی مچاله گاهی زیر قطرههای آب آبشار و باران از نظر پنهان میشد و گاه پیدا…
ناهید سدیدی
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «سایههای پشت شیشه» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «سایههای پشت شیشه» ثبت میکند.











