اندوه شیرین رهاشده‌ام اثر ماریون مک‌گینس

عکس اندوه شیرین رهاشده‌ام
عکس اندوه شیرین رهاشده‌ام

کتاب اندوه شیرین رهاشده‌ام

́garer la tristesse

انتشارات گیوا منتشر کرد:
الیز یاد کلمان افتاد. یاد خلیج، موج و زنی که خیلی دورتر از ساحل به دل دریا زده بود.
مانو، طبق معمول و با همان شیطنت همیشگی ته نگاهش، رشتهٔ کلام را در دست گرفت و ادامه داد:
«و تو، عزیزکم، تو هم حق داری خوشبخت باشی این زندگی رو الکی سرهم بندی نکن زاپاسی نداری که بخوای با جایگزینش کنی. یک سال بسه! اشتباه من رو نکن. یه کار دیگه بکن. کاری که کسی تا حالا نکرده. خودتم تا حالا انجامش ندادی؛ زندگی کن!
از چند جمله اخر دیگر الیز به صورت مانو نگاه نمی‌کرد. حواسش به لوبیاهای داخل ظرف یکبار مصرفی بود که روی سینی چرخدار کنار تنگ پلاستیکی زردرنگ گذاشته شده بود. کاش به او گفته بود که همه چیز به این سادگی که او می‌گوید نیست و موقعیت او هیچ ربطی به داستان خودش و آندره ندارد…

ماریون مک‌گینس
ماریون مک‌گینس