داستان مادری که دختر پسرش شد اثر قلی خیاط

عکس داستان مادری که دختر پسرش شد
عکس داستان مادری که دختر پسرش شد

کتاب داستان مادری که دختر پسرش شد

Madari ke Dokhtar-e Pesarash Shod

انتشارات:

نگاه

نویسنده:

قلی خیاط

نویسنده:

قلی خیاط

قیمت:

85,000

10٪

76,500

قیمت:

85,000

10٪

76,500

معرفی کتاب داستان مادری که دختر پسرش شد

گاهی یک عنوان، پیش از آن‌که داستان آغاز شود، پرسشی بزرگ پیش روی خواننده می‌گذارد. داستان مادری که دختر پسرش شد، نوشته قلی خیاط، از همین عنوان‌های پرسش‌برانگیز است؛ عنوانی که با کنار هم گذاشتن «مادر»، «دختر» و «پسر»، رابطه‌ای خانوادگی و تصویری غیرمنتظره از جابه‌جایی نقش‌ها را به مرکز توجه می‌آورد. این رمان برای خواننده‌ای است که دوست دارد با متنی روبه‌رو شود که از همان ابتدا ذهن او را درگیر کند و او را به تأمل درباره نسبت میان آدم‌ها، نقش‌های خانوادگی و معنای هویت وادارد.

نام کتاب، در عین سادگی، ساختاری paradoxical و تأمل‌برانگیز دارد: مادری که دختر پسرش شده است. همین ترکیب می‌تواند نقطه شروع کنجکاوی درباره داستان و مناسبات شخصیت‌های آن باشد. کتاب را می‌توان فرصتی برای دنبال کردن روایتی دانست که پیوندهای خانوادگی را نه در قالبی کاملاً آشنا، بلکه از زاویه‌ای متفاوت پیش چشم می‌گذارد. اگر از رمان‌هایی لذت می‌برید که عنوانشان تنها یک نام نیست و از خواننده می‌خواهد به رابطه میان واژه‌ها و آدم‌ها فکر کند، این اثر می‌تواند انتخابی قابل توجه برای شما باشد.

درباره کتاب داستان مادری که دختر پسرش شد

داستان مادری که دختر پسرش شد یک رمان فارسی است که هسته اصلی آن در عنوانش فشرده شده است: مادری و پسری که نسبت میانشان با تعبیر «دختر شدن» دگرگون یا دست‌کم از نو پرسیده می‌شود. اطلاعاتی که عنوان در اختیار خواننده می‌گذارد، به‌جای آن‌که مسیر داستان را آشکار کند، یک گره معنایی می‌سازد؛ گرهی که می‌تواند خواننده را به کشف تدریجی رابطه‌ها و معنای این جابه‌جایی ترغیب کند. بنابراین، جذابیت کتاب پیش از هر چیز در همین وعده نهفته است که با یک رابطه خانوادگی معمولی و یک تعبیر معمولی روبه‌رو نیستیم.

این اثر را می‌توان در حوزه رمان‌هایی قرار داد که از روابط انسانی و مفهوم نقش‌های خانوادگی برای ایجاد پرسش استفاده می‌کنند. واژه‌های مادر، دختر و پسر در فرهنگ و تجربه روزمره بار عاطفی و اجتماعی روشنی دارند؛ کنار هم قرار گرفتن آن‌ها در عنوان، این نظم آشنا را به چالش می‌کشد و توجه را به معنای رابطه‌ها جلب می‌کند. کتاب برای خواننده‌ای ارزش خواندن دارد که می‌خواهد در کنار دنبال کردن یک داستان، با یک موقعیت نامتعارف و قابل تأمل نیز روبه‌رو شود. در اینجا بهتر است منتظر توضیحی ساده و مستقیم نباشید؛ خود عنوان، شما را به مکث، پرسش و کشف دعوت می‌کند.

قلی خیاط در این رمان، از موضوعی استفاده کرده است که می‌تواند دریچه‌ای برای اندیشیدن به پیوندهای خانوادگی و تصویرهای تثبیت‌شده از مادر و فرزند باشد. بدون آن‌که داستان را پیشاپیش آشکار کنیم، می‌توان گفت کتاب بر کنجکاوی خواننده درباره معنای این نسبت بنا می‌شود. همین ویژگی، تجربه مطالعه را به حرکتی میان برداشت نخست و معنایی تبدیل می‌کند که در جریان خواندن شکل می‌گیرد. از سوی دیگر، عنوان اثر آن‌قدر مشخص است که مخاطب می‌داند با داستانی درباره یک رابطه خانوادگی ویژه روبه‌روست و آن‌قدر رازآمیز است که جزئیات را از او پنهان نگه می‌دارد.

این رمان همچنین در امتداد دغدغه‌های ادبی نویسنده قرار می‌گیرد؛ دغدغه‌هایی که با پیوند میان میراث کلاسیک و مدرن ادبی ایران و غرب ارتباط دارند. چنین زمینه‌ای، کتاب را برای علاقه‌مندان به ادبیات داستانی و آثاری که از یک موقعیت انسانی برای طرح پرسش‌های گسترده‌تر بهره می‌گیرند، خواندنی‌تر می‌کند. در نهایت، خواننده باید انتظار متنی را داشته باشد که نقطه ورودش یک عنوان غیرمعمول و رابطه‌ای خانوادگی است و ارزش آن در دنبال کردن همین پرسش و رسیدن به برداشت شخصی از آن شکل می‌گیرد.

نویسنده کتاب داستان مادری که دختر پسرش شد

قلی خیاط، متولد سال ۱۳۴۶، نویسنده و مترجم ایرانی، زاده تبریز و ساکن فرانسه است. او دکترای ادبیات تطبیقی دارد و ادبیات فرانسوی تدریس می‌کند. مسیر فکری و ادبی او با میراث و سنت ادبی ایران و غرب پیوند دارد؛ هم سنت کلاسیک و هم جریان‌های مدرن، و همچنین ادبیات سال‌های اخیر ایران در حوزه توجه او قرار گرفته‌اند. این آشنایی دو سویه با ادبیات، جایگاه این رمان را در کارنامه نویسنده معنادار می‌کند و نشان می‌دهد که داستان او در فضایی شکل گرفته که ارتباط میان ادبیات ایران و غرب را جدی می‌گیرد.

قلی خیاط سال‌هاست به زبان فرانسه می‌نویسد و گاه از نام‌های مستعار یا امضای دیگران استفاده کرده است. در کنار رمان داستان مادری که دختر پسرش شد، از آثار او می‌توان به مجموعه نقد و جستار ادبی فیل در تاریکی و ترجمه‌های پوست، تریستانو می‌میرد و چنین گفت زرتشت اشاره کرد. او درباره ترجمه‌هایش نگاه ویژه‌ای دارد و ترجمه را شغل خود نمی‌داند؛ هر یک از ترجمه‌های تابوکی، نیچه و مالاپارته نیز بنا بر دلیل و اقتضایی مشخص انجام شده‌اند.

خرید کتاب داستان مادری که دختر پسرش شد به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به رمان‌های فارسی با عنوان‌های چندمعنا و موقعیت‌های خانوادگی غیرمعمول علاقه دارید، داستان مادری که دختر پسرش شد می‌تواند با سلیقه شما هماهنگ باشد. این کتاب برای خوانندگانی مناسب است که از روبه‌رو شدن با رابطه‌هایی متفاوت، واژه‌هایی پرسش‌برانگیز و داستان‌هایی درباره جایگاه مادر و فرزند لذت می‌برند. همچنین اگر ادبیات داستانی را فقط برای دنبال کردن رویدادها نمی‌خوانید و دوست دارید درباره معنای نقش‌ها و پیوندهای انسانی فکر کنید، این اثر انتخابی قابل تأمل است.

این کتاب را به علاقه‌مندان قلی خیاط، خوانندگان رمان فارسی و کسانی پیشنهاد می‌کنیم که به ادبیات تطبیقی و پیوند ادبیات ایران و غرب توجه دارند. از آنجا که عنوان، بخش مهمی از کنجکاوی اثر را شکل می‌دهد، بهتر است کتاب را با ذهنی باز و بدون انتظار برای یک روایت کاملاً متعارف آغاز کنید. در نهایت، این رمان برای مخاطبی مناسب است که می‌خواهد در کنار خواندن داستانی درباره یک رابطه خانوادگی خاص، با پرسشی درباره معنا و جابه‌جایی نقش‌ها نیز همراه شود.