زندگی‌ام را دوست داشتم اثر ابی فبیاشی

عکس زندگی‌ام را دوست داشتم
عکس زندگی‌ام را دوست داشتم

کتاب زندگی‌ام را دوست داشتم

I Liked My Life

انتشارات:

دیدآور

نویسنده:

ابی فبیاشی

نویسنده:

ابی فبیاشی

قیمت:

150,000

10٪

135,000

قیمت:

150,000

10٪

135,000

معرفی کتاب زندگی‌ام را دوست داشتم

گاهی نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی، بزرگ‌ترین پرسش‌ها را برایمان به‌جا می‌گذارند. رمان زندگی‌ام را دوست داشتم نوشته ابی فبیاشی، داستان خانواده‌ای است که پس از مرگ ناگهانی مادر، باید میان اندوه، ناباوری و حقیقت‌هایی که سال‌ها پنهان مانده‌اند راهی برای ادامه‌دادن پیدا کنند.

مَدی همسری فداکار و مادری دلسوز است؛ زنی که خانه و خانواده‌اش را با دقت اداره می‌کند، مهمانی‌های عالی برگزار می‌کند، هدیه‌هایی سنجیده می‌دهد و در لحظه‌های مهم، توصیه‌هایی تیزبینانه و اثرگذار دارد. او ستون خانواده و چهره محوری خانه است؛ اما وقتی دست به خودکشی می‌زند، همسرش برِیدی و دختر نوجوانش، ایو، با فقدانی روبه‌رو می‌شوند که هیچ آمادگی‌ای برای آن نداشته‌اند.

آن‌ها نمی‌توانند بفهمند زنی که این‌چنین پرشور و دقیق به نظر می‌رسید، چگونه ناگهان و ظاهراً بی‌دلیل از زندگی‌شان ناپدید شد. همین پرسش، مسیر اصلی رمان را شکل می‌دهد: آیا آدم‌ها واقعاً نزدیک‌ترین عزیزانشان را می‌شناسند؟ و پس از رفتن کسی که مرکز خانواده بوده است، چگونه می‌توان دوباره به زندگی بازگشت؟

درباره کتاب زندگی‌ام را دوست داشتم

این رمان با تمرکز بر پیامدهای مرگ مَدی، سوگ خانواده را در قالب روایتی خانوادگی و روان‌شناختی دنبال می‌کند. برِیدی و ایو در تلاش‌اند جزئیات روزهای پایانی زندگی او را کنار هم بگذارند و از میان خاطرات و نشانه‌ها، به تصویری کامل‌تر از زنی برسند که تصور می‌کردند می‌شناسند. جست‌وجوی آن‌ها فقط برای یافتن دلیل یک تصمیم دردناک نیست؛ آن‌ها ناچار می‌شوند با حقیقت‌های ناآرام‌کننده‌ای درباره گذشته و روابط خانوادگی خود نیز روبه‌رو شوند.

روایت کتاب تنها به بازماندگان محدود نمی‌ماند. مَدی از آن سوی زندگی همچنان خانواده‌اش را زیر نظر دارد و می‌کوشد جایگزینی مناسب برای خود پیدا کند؛ کسی که بتواند بخشی از خلأ ایجادشده را پر کند. در این مسیر، روری وارد زندگی آن‌ها می‌شود: دختری زیبا، مهربان و خودجوش که اندکی سرکشی در شخصیتش دارد و خودش نیز تراژدی‌ای را پنهان می‌کند. حضور روری، رابطه میان فقدان، دلبستگی و نیاز به شروع دوباره را پیچیده‌تر می‌کند.

ابی فبیاشی داستان را بر پایه رازهای خانوادگی، سوگ و تلاش برای ترمیم بنا کرده است. فضای کتاب در عین اندوه‌باربودن، فقط تاریک و سنگین نیست؛ نگاه آن میان لحظه‌های تلخ و رگه‌هایی از شوخ‌طبعی حرکت می‌کند. همین ترکیب، تجربه‌ای چندلایه می‌سازد: خواننده هم با درد شخصی اعضای خانواده همراه می‌شود و هم با ظرافت‌هایی روبه‌روست که شخصیت‌ها را از قالب قربانیان ساده یک حادثه بیرون می‌آورد.

یکی از جذابیت‌های رمان، حرکت تدریجی آن از پرسش «چه اتفاقی افتاد؟» به پرسش عمیق‌تر «چگونه باید پس از این اتفاق زندگی کرد؟» است. خانواده مَدی در روند کنارزدن برداشت‌های قبلی خود، درمی‌یابد که شناختن یک انسان همیشه به معنای دانستن تمام ترس‌ها، رنج‌ها و انتخاب‌های او نیست. کتاب از این راه، به پیچیدگی روابط خانوادگی و دشواری مواجهه با فقدانی ناگهانی می‌پردازد، بدون آن‌که رازهای داستان را پیش از موعد آشکار کند.

در نهایت، زندگی‌ام را دوست داشتم درباره رسیدن به پاسخ قطعی برای همه پرسش‌ها نیست؛ درباره این است که اعضای یک خانواده چگونه می‌توانند با تاریخ مشترک خود کنار بیایند، از انکار فاصله بگیرند و امکان التیام را پیدا کنند. خواننده باید انتظار روایتی احساسی، شخصیت‌محور و رازآلود را داشته باشد که اندوه را جدی می‌گیرد، اما در میان تلخی‌ها، جایگاهی برای طنز، همدلی و امید به بازسازی زندگی باقی می‌گذارد.

نویسنده کتاب زندگی‌ام را دوست داشتم

ابی فبیاشی نویسنده این رمان و از مدافعان حقوق بشر است. او یکی از بنیان‌گذاران شبکه اِمپاور هِر، سازمانی غیرانتفاعی برای هموارکردن مسیر استقلال بازماندگان قاچاق انسان، به شمار می‌رود. فبیاشی در سال ۲۰۱۲ از سمت اجرایی خود در حوزه فناوری پیشرفته استعفا داد تا حرفه نویسندگی را دنبال کند و زندگی‌ام را دوست داشتم نخستین رمان اوست.

توجه او به آسیب‌پذیری انسان‌ها و امکان بازسازی زندگی، در دغدغه‌های این داستان نیز بازتاب پیدا می‌کند. نویسنده به‌جای ارائه تصویری ساده از سوگ، شخصیت‌هایی را نشان می‌دهد که هرکدام با برداشت‌ها، زخم‌ها و پرسش‌های خود به فقدان پاسخ می‌دهند. حاصل، روایتی است که روابط خانوادگی را از چند زاویه بررسی می‌کند و خواننده را به تأمل درباره شناخت، رازهای شخصی و معنای ادامه‌دادن دعوت می‌کند.

خرید کتاب زندگی‌ام را دوست داشتم به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به رمان‌های خانوادگی با فضای روان‌شناختی و رازآلود علاقه دارید، این کتاب می‌تواند انتخابی مناسب برای شما باشد. داستان برای خوانندگانی جذاب است که می‌خواهند در کنار دنبال‌کردن راز مرگ یک شخصیت، با تأثیر آن بر همسر و فرزندش نیز همراه شوند و تغییر تدریجی نگاه آن‌ها به گذشته را ببینند.

این رمان را به کسانی پیشنهاد می‌کنیم که از داستان‌هایی درباره سوگ، روابط خانوادگی، رازهای پنهان و تلاش برای التیام لذت می‌برند. اگر شخصیت‌های چندوجهی، روایت‌های احساسی و داستان‌هایی را می‌پسندید که میان تلخی و شوخ‌طبعی تعادل ایجاد می‌کنند، زندگی‌ام را دوست داشتم می‌تواند تجربه‌ای درگیرکننده برایتان باشد. با این حال، موضوع خودکشی و فقدان ناگهانی در مرکز داستان قرار دارد؛ بنابراین بهتر است با انتظار مواجهه با روایتی عاطفی و جدی سراغ آن بروید.

در نهایت، این کتاب برای شماست اگر می‌خواهید رمانی بخوانید که هم کشش کشف حقیقت را داشته باشد و هم به پرسش‌های انسانی درباره شناخت عزیزان، اثر گذشته بر اکنون و امکان آغاز دوباره توجه کند.

ابی فبیاشی
ابی فبیاشی