عکس توهم سرخ
عکس توهم سرخ

کتاب توهم سرخ

انتشارات:

افراز

قیمت:

180,000

10٪

162,000

تومانءء

قیمت:

180,000

10٪

162,000

تومانءء

معرفی کتاب توهم سرخ

نمایش‌نامه، بخش شناخته‌شده و پرطرفداری از ادبیات است که از آن در روی صحنه‌ی تاتر تا پشت میکروفن رادیو استفاده می‌شود و گاه در قالب پادکست نیز به گوش شنوندگان می‌رسد. نمایش‌نامه‌ها گاه می‌توانند کشش و گیرایی بالایی داشته باشد به‌‌طوری‌که خواننده را یک‌سره به دنبال خود بکشد. در نمایش‌نامه‌ها شخصیت‌ها و داستان‌هایی به‌تصویر کشیده می‌شود که در ادامه به شهرتی همه‌گیر میان مردم رسیده‌اند و بازیگران و گویندگانی از سراسر جهان آنها را اجرا کرده‌اند. در ایران نیز نمایش‌نامه پدیده‌ای ناشناخته نیست و نویسندگان مختلفی در این سبک قلم زده‌اند که یکی از آنها سلما رفیعی است. «توهم سرخ» نمایش‌نامه‌ای از این نویسنده است که با کوشش نشر افراز چاپ و منتشر شده است.

نویسنده کتاب توهم سرخ

سلما رفیعی، نویسنده‌ی ایرانی است که در سال ۱۳۶۰ چشم به جهان گشود. او دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی ادبیات نمایشی از دانشکده‌ی هنرهای زیبا است و تاکنون چندبار برنده جایزه در حوزه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی شده است از جمله جایزه بهترین نمایش‌نامه‌نویس از سی‌امین جشنواره‌ی تاتر فجر. رفیعی همچنین با رادیو همکاری داشته است و به نوشتن نمایش‌نامه‌های رادیویی دست زده است. سلما رفیعی تاکنون دست به نگارش چندین نمایش‌نامه زده است که مهم‌ترین آن «توهم سرخ» است.

درباره کتاب توهم سرخ

توهم سرخ اثری از سلما رفیعی است که در حوزه‌ی نمایش‌نامه جای می‌گیرد. این کتاب نخستین‌بار در سال ۱۳۹۲ منتشر شد و از ۷۲ صفحه برخوردار است.

توهم سرخ داستان دختری به‌نام آناهیتا را روایت می‌کند که عاشق نویسندگی است و در این زمینه استعداد بالایی هم دارد و البته نقش ژن را هم نمیتوان در این راه نادیده گرفت زیرا اجداد آناهیتا همگی دستی به قلم داشتند و نویسنده بودند. با همه‌ی اینها شرایط کاملا بر وفق مراد آناهیتای نویسنده نیست چونکه پدر او که باباشاهرخ صدایش می‌کند علاقه و اعتقاد چندانی به نویسندگی ندارد و به‌جای تشویق دخترش دست به تمسخر او می‌زند زیرا باور دارد نویسندگی یعنی اتلاف وقت!

آناهیتا اما با وجود این باور نه‌چندان دوستانه‌ی پدرش دست از نویسندگی نمی‌کشد و به پیمودن مسیر خود ادامه می‌دهد و در این راه هم نگاه و الگویش جد درگذشته‌ی خانوداه به‌نام آقاجون ابراهیم است که خود نویسنده‌ای چیره‌دست بوده است. آناهیتا در همین راستا به زیرزمین خانه‌یشان که یک بنای قدیمی در شمال ایران است پناه می‌برد و در آنجا قفس خیالات خود را باز می‌کند و دست به نوشتن می‌زند.

جملاتی از کتاب توهم سرخ

«حسام: می‌دونی باباشاهرخ؟ قدیما که دارالمجانین نبوده؛ مردم بچه‌های دیوونه‌شون رو می‌نداختن تو زیرزمین خونه‌شون... حالا این دختر ما خودش عاقله... شخصا رفته.»

«حسام: بله باباشاهرخ‌جان... خلاصه برو زیرزمین اما دنبال کاغذ و خط و نقطه و از این چیزا نرو... اونا خطرناک‌ان.

باباشاهرخ: اتفاقا من یه موقعی می‌خواستم یه چیزی بنویسم راجع‌به همین خط و نقطه و کاغذ، ولی ننوشتم.»

نظرات کاربران(0)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز

پرسش و پاسخ (0)