گویا اسمش مارکنی بود! اثر آنتونیو تابوکی

عکس گویا اسمش مارکنی بود!

کتاب گویا اسمش مارکنی بود!

انتشارات:نیلا
قیمت:
50,00010٪
45,000

معرفی کتاب گویا اسمش مارکنی بود!

وقتی یک اختراع فاصله‌های دور را از میان می‌برد، پرسش تازه‌ای درباره نزدیک‌شدن انسان‌ها و دگرگونی تجربه زمان شکل می‌گیرد. کتاب «گویا اسمش مارکنی بود!» اثر آنتونیو تابوکی، از همین پرسش آغاز می‌کند و زندگی و میراث گولیلمو مارکونی، مخترع پیشگام تلگراف بی‌سیم، را در قالب نمایشنامه‌ای رادیویی و متفاوت بازمی‌خواند.

این اثر قرار نیست فقط یک روایت زندگی‌نامه‌ای از یک چهره تاریخی باشد. تابوکی با پیوندزدن خاطره، داستان و تأمل فرهنگی، به تأثیر فناوری ارتباطی بر شیوه درک ما از زمان، مکان و رابطه با دیگران نگاه می‌کند. نتیجه، متنی شنیداری و اندیشه‌ورزانه است که گذشته را به تجربه انسان مدرن پیوند می‌دهد.

درباره کتاب گویا اسمش مارکنی بود!

در مرکز نمایشنامه، تلاش راوی برای کنار هم گذاشتن لایه‌های گوناگون حافظه و تاریخ قرار دارد. در این مسیر، مرز میان واقعیت و خیال، تاریخ عمومی و تجربه شخصی، پیوسته جابه‌جا می‌شود. آنچه بازسازی گذشته به نظر می‌رسد، به‌تدریج به پرسشی درباره چگونگی شکل‌گیری روایت‌ها تبدیل می‌شود؛ روایت‌هایی که از زبان، رسانه و یادآوری اثر می‌پذیرند.

ساختار اثر اپیزودیک و غیرخطی است؛ شکلی که با ماهیت گسسته و چندوجهی حافظه تناسب دارد. روایت در این نمایشنامه مانند خاطره‌ای یکدست و مرتب پیش نمی‌رود، بلکه از قطعه‌ها، بازتاب‌ها و ارتباط‌های پراکنده ساخته می‌شود. همین ویژگی از خواننده یا شنونده می‌خواهد میان صداها و تصویرهای ذهنی حرکت کند و به جای دریافت یک پاسخ ساده، در فرایند کشف معنا مشارکت داشته باشد.

رادیو در اینجا فقط قالب ارائه داستان نیست، بلکه بخشی از خودِ مضمون اثر به شمار می‌آید. تنوع صداها، مکث‌ها، سکوت‌ها و جلوه‌های صوتی، فضایی چندلایه می‌سازند و موضوعات ذهنی نمایشنامه را به تجربه‌ای حسی نزدیک می‌کنند. سکوت در کنار کلمات معنا پیدا می‌کند و صدا می‌تواند هم‌زمان یادآور حضور، فاصله و ناتوانی انسان در برقراری ارتباط کامل باشد.

یکی از محورهای مهم کتاب، رابطه میان ارتباط و گسست است. اختراع مارکونی نمادی از اشتیاق بشر برای پل‌زدن بر فاصله‌ها و نزدیک‌کردن انسان‌ها به یکدیگر است؛ با این حال، همین پیشرفت می‌تواند پارادوکس دورشدن و تکه‌تکه‌شدن تجربه انسانی را نیز آشکار کند. فناوری بی‌سیم، در کنار آسان‌ترکردن اتصال، درک انسان از سرعت و زمان را تغییر می‌دهد و جهان را وارد مرحله‌ای تازه می‌کند.

لحن تابوکی در این نمایشنامه غنایی، کنایه‌آمیز و تأمل‌برانگیز است. زبان اثر بیشتر می‌کوشد اشاره کند تا همه‌چیز را به‌صراحت توضیح دهد؛ بنابراین تصویرها و معناها در فضای میان گفته‌ها و ناگفته‌ها شکل می‌گیرند. حال‌وهوای نوستالژیک و گاه مالیخولیایی کتاب، با حس شگفتی در برابر نبوغ انسان همراه می‌شود، اما هم‌زمان ابهام‌ها و هزینه‌های پیشرفت فناوری را نیز از نظر دور نمی‌دارد.

«گویا اسمش مارکنی بود!» در نهایت به مراقبه‌ای شاعرانه و فلسفی درباره حافظه، تاریخ و فناوری تبدیل می‌شود. کتاب از خوانندگان دعوت می‌کند درباره رابطه گذشته و حال، نقش رسانه‌ها در ساختن حافظه جمعی و چگونگی بازسازی حقیقت تاریخی فکر کنند. اگر به نمایشنامه‌های رادیویی تجربی، روایت‌های چندلایه و ادبیات معاصر ایتالیا علاقه دارید، باید انتظار متنی آرام، شنیداری و سرشار از پرسش‌های باز را داشته باشید.

نویسنده کتاب گویا اسمش مارکنی بود!

آنتونیو تابوکی در این اثر با حساسیتی شاعرانه و نگاهی دقیق به حافظه، هویت و تاریخ نزدیک می‌شود. دغدغه او بازگویی ساده رویدادها نیست؛ بلکه بررسی این است که انسان چگونه گذشته را به یاد می‌آورد، چگونه آن را روایت می‌کند و چگونه رسانه‌ها در شکل‌دادن به این یادآوری نقش دارند. حضور مارکونی در کتاب نیز تنها به یک شخصیت تاریخی محدود نمی‌شود و به نمادی فرهنگی از نوآوری مدرن تبدیل می‌گردد.

رویکرد نویسنده میان ادبیات، اندیشه و تجربه صوتی حرکت می‌کند. او با استفاده از ساختار غیرخطی، زبان نمادین، صدا و سکوت، مخاطب را با روایتی روبه‌رو می‌کند که بیشتر بر تأمل و دریافت حسی تکیه دارد تا توضیح مستقیم. از این منظر، نمایشنامه نمونه‌ای از توجه تابوکی به پیوند میان حافظه فردی، تاریخ جمعی و رسانه است.

خرید کتاب گویا اسمش مارکنی بود! به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

این کتاب برای کسانی مناسب است که از نمایشنامه‌های رادیویی و تجربه‌های ادبی متفاوت لذت می‌برند و دوست دارند متن را فقط از مسیر روایت خطی دنبال نکنند. اگر به موضوعاتی مانند حافظه، هویت، تاریخ، ارتباطات و تأثیر فناوری بر زندگی انسان علاقه‌مندید، فضای این اثر می‌تواند زمینه‌ای جدی برای فکرکردن و گفت‌وگو فراهم کند.

همچنین خوانندگانی که به نثر شاعرانه، روایت‌های غیرمستقیم و آثار فلسفی با حال‌وهوای نوستالژیک یا مالیخولیایی گرایش دارند، احتمالاً با این نمایشنامه ارتباط برقرار می‌کنند. «گویا اسمش مارکنی بود!» انتخابی برای مطالعه‌ای شتاب‌زده و صرفاً اطلاعاتی نیست؛ کتابی است برای مکث‌کردن، شنیدن لایه‌های پنهان صدا و بازاندیشی در معنای پیشرفت و ارتباط در جهان مدرن.

آنتونیو تابوکی
آنتونیو تابوکی
پرندگان بتائو آنجلیکو
تریستانو می‌میرد
شبانه هندی
سستو
خط افق
سر بر باد رفته داماشنو مونته یرو
شب‌های هند
رؤیا در رؤیا
میدان ایتالیا
فرشتهٔ سیاه