می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت اثر میلاد اکبر نژاد

عکس می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت
عکس می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت

کتاب می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت

Mikhastam Beboosamat, Baran Gereft(مجموعه نمایشنامه)

قیمت:

15,000

10٪

13,500

قیمت:

15,000

10٪

13,500

معرفی کتاب می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت

وقتی تاریخ از زاویه انتخاب‌های انسانی دیده می‌شود، چهره‌های آشنا فرصت پیدا می‌کنند دوباره شنیده و فهمیده شوند. کتاب «می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت» نوشته میلاد اکبر نژاد، مجموعه‌ای از چهار نمایشنامه است که با تکیه بر روایت‌های تاریخی، دینی و عاشقانه، مخاطب را به جهان شخصیت‌هایی می‌برد که در موقعیت‌های دشوار با ایمان، فداکاری، عشق، رهایی و میل به اثرگذاری روبه‌رو هستند.

این مجموعه با نمایشنامه‌هایی به نام‌های «می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت»، «بوسیدنت و مرگ»، «شاید شبی شوم و شفاف شیطان» و «یک غزل هذا جنون العاشقین» شکل گرفته است. هر متن، داستان و فضای مستقل خود را دارد؛ بااین‌حال، توجه به کشمکش‌های درونی انسان و بازخوانی رفتار شخصیت‌ها در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، میان آن‌ها پیوند ایجاد می‌کند.

درباره کتاب می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت

نمایشنامه نخست، نگاهی به تاریخ اسلام و زنان آزاده‌ای دارد که در رویدادهای مهم تاریخی نقش خود را ایفا کرده‌اند. محور این متن، طوعه است؛ زنی که در روزهای نزدیک به واقعه عاشورا در کوفه به یاری مسلم بن عقیل می‌رود و او را در خانه خود پناه می‌دهد. روایت از دستگیری و گفت‌وگوی طوعه با عبیدالله بن زیاد در دارالعماره کوفه آغاز می‌شود و سپس به حضور و قیام مسلم در کوفه می‌رسد. این ساختار، داستان را از یک موقعیت گفت‌وگومحور به زمینه‌ای گسترده‌تر درباره وفاداری، مسئولیت و بی‌وفایی می‌کشاند.

یکی از ویژگی‌های مهم این متن، استفاده از زبان بیانی امروزی و محاوره‌ای به جای بازسازی زبان تاریخی است. میلاد اکبر نژاد با انتخاب چنین زبانی، روایت شناخته‌شده را برای مخاطب امروز قابل لمس‌تر می‌کند و در دیالوگ‌ها به واکاوی فکری و روان‌شناختی شخصیت‌ها می‌پردازد. بنابراین، طوعه فقط چهره‌ای متعلق به گذشته نیست؛ تصمیم‌ها، ترس‌ها و ایستادگی او در قالب درام، مخاطب را به اندیشیدن درباره معنای انتخاب انسانی و پیامدهای آن دعوت می‌کند.

در نمایشنامه دوم، نجیب و حمیرا در بیابانی با یکدیگر روبه‌رو می‌شوند. تلاش حمیرا برای رهایی و رسیدن به مقصود، در برابر اصرار نجیب برای دست یافتن به او، هسته اصلی این برخورد را می‌سازد. بیابان در این روایت، زمینه‌ای برای آشکار شدن کشمکش میان خواستن، مقاومت و آزادی است و گفت‌وگوها مسیر رابطه دو شخصیت را پیش می‌برند.

نمایشنامه سوم نگاهی تازه به داستان یوسف و زلیخا دارد و از ظرفیت این روایت برای پرداختن به عشق و آزمون‌های انسانی بهره می‌گیرد. نمایشنامه پایانی نیز مردی را به تصویر می‌کشد که می‌خواهد در هیبت یک ملک، مردم را شادمان کند. کنار هم قرار گرفتن این چهار متن، مجموعه‌ای متنوع از موقعیت‌های نمایشی می‌سازد؛ از تاریخ و فداکاری تا عشق، رهایی و تلاش برای شاد کردن دیگران. خواننده نباید انتظار یک روایت پیوسته داشته باشد، بلکه با چهار تجربه نمایشی روبه‌روست که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، رفتار و انگیزه انسان را بررسی می‌کنند.

نویسنده کتاب می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت

میلاد اکبر نژاد در این مجموعه به سراغ شخصیت‌هایی می‌رود که در روایت‌های تاریخی و دینی یا در موقعیت‌های عاشقانه، با انتخاب‌های دشوار مواجه‌اند. رویکرد او در نمایشنامه نخست، بازآفرینی یک داستان شناخته‌شده با زبان امروز و تمرکز بر لایه‌های فکری و روان‌شناختی شخصیت‌هاست. توجه به دیالوگ و گفت‌وگو، امکان می‌دهد تعارض‌های درونی و انسانی شخصیت‌ها در صحنه برجسته شود. در دیگر نمایشنامه‌ها نیز پرداختن به رهایی، عشق و شادی، نشان می‌دهد که دغدغه اصلی نویسنده فقط بازگویی یک ماجرا نیست؛ او می‌کوشد صفات و رفتارهایی را که در شکل‌گیری رویدادهای تلخ و شیرین اثر دارند، دوباره در برابر مخاطب قرار دهد.

خرید کتاب می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به نمایشنامه‌های فارسی با موضوعات تاریخی و دینی علاقه دارید، این کتاب می‌تواند انتخابی مناسب برای شما باشد؛ به‌ویژه اگر دوست دارید روایت واقعه عاشورا و شخصیت طوعه را از زاویه‌ای نمایشی و با زبانی امروزی دنبال کنید. خوانندگانی که از بررسی تصمیم‌های انسانی، فداکاری، وفاداری و پیامدهای بی‌وفایی لذت می‌برند، در نمایشنامه نخست با متنی تأمل‌برانگیز روبه‌رو خواهند شد.

این مجموعه برای کسانی نیز جذاب است که به روایت‌های عاشقانه، کشمکش میان خواستن و آزادی، و بازخوانی داستان‌های آشنا علاقه‌مندند. «بوسیدنت و مرگ» فضایی مبتنی بر تقابل نجیب و حمیرا دارد، «شاید شبی شوم و شفاف شیطان» به داستان یوسف و زلیخا نگاهی تازه می‌کند و «یک غزل هذا جنون العاشقین» تصویری از تلاش مردی برای شادمان کردن مردم ارائه می‌دهد. در نهایت، اگر به‌دنبال مجموعه‌ای هستید که هم تنوع موضوعی داشته باشد و هم از راه دیالوگ و موقعیت نمایشی شما را به فکر درباره انتخاب‌ها و شخصیت‌های انسانی وادارد، «می‌خواستم ببوسم‌ات، باران گرفت» می‌تواند به فهرست مطالعه‌تان راه پیدا کند.

میلاد اکبر نژاد
میلاد اکبر نژاد