
انتشارات فردا
عناوین این تولیدکننده0 کالا
معرفی نشر فردا
نشر فردا با تمرکز بر ادبیات نمایشی و ترجمهی آثار مرتبط با تئاتر، در میان مخاطبان جدیِ کتابهای فرهنگ و هنر شناخته میشود. این ناشر در فضای فرهنگی اصفهان فعالیت میکند و در کنار متنهای داستانی و دراماتیک، آثاری را هم منتشر میکند که به فهمِ اجرا، زبان صحنه و نگاههای نظری دربارهی تئاتر کمک میکنند. اگر دنبال کتابهایی هستید که هم خواندنیاند و هم دریچهای به جهانِ نمایش باز میکنند، نشر فردا انتخابی جدی برای شماست.
تاریخچهی نشر فردا
نشر فردا در مسیر انتشار کتابهای تخصصیِ حوزهی تئاتر و نمایش، بیشتر به عنوان یک ناشر ترجمهمحور شناخته شده است؛ ناشری که آثار مهمِ ادبیات نمایشی جهان را به فارسی منتقل میکند و در کنار آن، نگاههای تحلیلی به تئاتر امروز را هم در برنامهی نشر خود دارد. مجموعهی کتابهای این ناشر نشان میدهد که دغدغهی اصلی آن، رساندن صدای نمایش به مخاطب فارسیزبان از راه متن و تفسیر است؛ از نمایشنامهها تا کتابهایی که به شیوهی کارگردانی و مفهومپردازی اجرا نزدیک میشوند.
حوزهی فعالیت و ژانرهای نشر فردا
تمرکز نشر فردا بیش از هر چیز بر کتابهای حوزهی تئاتر و ادبیات نمایشی است. در کنار ترجمهی آثار داستانی و نمایشی، کتابهایی منتشر میشوند که به نقد و تحلیل تئاتر میپردازند و خواننده را با مفاهیم کلیدیِ صحنه، شیوههای بیان و نسبتِ اجرا با جهان معاصر همراه میکنند.
- نمایشنامه و ادبیات نمایشی
- ترجمهی ادبیات داستانی و آثار دراماتیک
- نظریه، نقد و تحلیل تئاتر
پرفروشترین کتابهای نشر فردا
در میان عنوانهای شناختهشدهی نشر فردا، کتابهایی از نویسندگان و نظریهپردازان برجسته دیده میشود که هم برای مطالعهی جدی و هم برای علاقهمندان تئاتر جذابیت دارند.
فضای خالی
«فضای خالی» کتابی دربارهی تئاتر است که بر پایهی سخنرانیهای پیتر بروک تنظیم شده و به بررسی و تحلیل تئاتر امروز میپردازد. در این اثر، نگاهِ نویسنده به تئاتر معاصر جهان از جمله اروپا و آمریکا دنبال میشود و سپس ارتباط آن با وضعیت تئاتر امروز ایران هم در کانون توجه قرار میگیرد. فصلهای کتاب به چند مفهوم و استنباط کلیدی دربارهی شیوههای مختلف مواجههی تئاتر با معنا و اجرا میپردازد و خواننده را با زبان فکریِ بروک برای تئاتر پیشرو آشنا میکند.
زنی که گریخت
«زنی که گریخت» اثر دی اچ لارنس، با ترجمهی ثریا خوانساری، روایتِ زنی است که احساس میکند زندگیاش در چارچوبی بسته و تنگ پیش میرود. او به جای ماندن در موقعیتهای پذیرفتهشده، تصمیم میگیرد راهی تازه را تجربه کند و هنگامی که همسرش حضور ندارد، به دیدار یک قبیلهی سرخپوستی میرود. در جریان این انتخاب، داستان از دلِ میل به رهایی شکل میگیرد و نشان میدهد گاهی «رفتن» میتواند هم امیدبخش باشد و هم همراه با سرنوشتی ناشناخته.
هدا گابلر
«هدا گابلر» از هنریک ایبسن، یکی از نمایشنامههای ماندگار ادبیات نمایشی است. در این ترجمه که با عنوان «هدا گابلر» منتشر شده، با شخصیتی مرکزی روبهرو هستیم که میان اقتدار ظاهری و آشفتگی درونی گرفتار است؛ شخصیتی که با حوصلهسربری و فرسایش روح، به سمت تصمیمهایی کشیده میشود که سرنوشت دیگران و حتی زندگی خودش را تحتتأثیر قرار میدهد. این نمایشنامه با زبان دراماتیک و کشمکشهای روانی، تصویر دقیق و پرتنش از رابطهی قدرت، میل و تباهی ارائه میکند.