
انتشارات حوالی
عناوین این تولیدکننده0 کالا
معرفی نشر حوالی
حوالی یک مجلهی مستقل دربارهی آدمها و محیط اطرافشان است؛ محیطی که میتواند شهر، خانه یا مقیاسی کوچکتر و بزرگتر از آن باشد. در ساختار هر شماره، یک «فضا» محور قرار میگیرد و همهی محتواها حول همان عنصر فضایی شکل میگیرند؛ از ترمینال گرفته تا قبرستان و فضاهای دیگر. حوالی مخاطب را دعوت میکند تا بهجای عبور سریع از مکانها، دوباره به آنها نگاه کند: به تجربههایی که در آنها شکل میگیرند، به روایتهایی که کمتر شنیده شدهاند و به نشانههایی که در زندگی روزمره پنهان ماندهاند.
این مجله در کتابفروشیها و کیوسکهای مطبوعاتی توزیع میشود و از همان ابتدا، راهی متفاوت برای تامین هزینهها برگزیده است: بخشی از مسیر مالی انتشار، با تامین مالی جمعی یا کراودفاندینگ پیش میرود. گروه تولیدکنندهی حوالی پیش از این نیز مجلهی دانشجویی «شَهرَت» را در دانشکدهی شهرسازی دانشگاه تهران منتشر میکرد و حالا تجربهی روزنامهنگاری محیطمحور را در قالبی عمومیتر ادامه میدهد.
تاریخچهی نشر حوالی
فعالیت گروه حوالی برای تولید این مجله از تابستان ۱۳۹۶ آغاز شد. پاییز ۱۳۹۷، حوالی موفق به اخذ مجوز مجله از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد و شمارۀ اول دوماهنامه در اسفند ۱۳۹۷ با موضوع «حوالی ترمینال» منتشر و در دسترس مخاطبان قرار گرفت. مجوز حوالی با شماره ثبت ۸۳۳۱۹ در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۷ توسط معاونت امور مطبوعاتی و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نام سمیرا هاشمی نعمتآبادی صادر شد. حوالی مسیر انتشار را با تکیه بر پیشخرید و کراودفاندینگ نیز پیش برد و برای شمارههای مختلف، بخشی از همراهی مخاطبان را به روند آمادهسازی هر شماره متصل کرد.
حوزهی فعالیت و ژانرهای نشر حوالی
حوالی بهجای ورود به موضوعات پراکنده، با یک نقطهی تمرکز مشخص پیش میرود: هر شماره یک فضای مرکزی را انتخاب میکند و بعد همهی روایتها و متنها را در همان مدار سامان میدهد. همین رویکرد باعث میشود خواننده در هر فصل یا دورهی انتشار، با یک نقشهی تازه از تجربهی زیسته روبهرو شود؛ نقشهای که هم فرهنگی است و هم اجتماعی.
- روایتمحوری دربارهی آدمها و محیط اطرافشان، با محوریت فضاهای شهری
- نگاه روایی به مکانها و مناسبات روزمره در موقعیتهایی مثل ترمینال، قبرستان، خوابگاه و بیمارستان
- تلاش برای شنیدن و دیدن ماجراهای کمترشنیدهشدهی هر فضا و تبدیل آنها به متن
پرفروشترین کتابهای نشر حوالی
پنج شمارهی پرفروش حوالی که در این صفحه معرفی میشوند، هر کدام با یک فضای مرکزی، تصویری نزدیکتر از زندگی و تجربهی جمعی ارائه میدهند.
مجله حوالی 10
مجله حوالی ۱۰ با عنوان دیگر «شهرک» شناخته میشود و در آن، سراغ نسبتهای آدمها با فضاهای پیرامونی میرود. در این شماره میخوانیم «شهر، با یک کاف اضافه» به قلم سمیرا هاشمی، «مواجهه سرد در اصفهان؛ شرح واقعه» نوشته نسترن سهدهی، و «نفتون» با حضور مهدی فروتن. همچنین «به برکت آوار؛ شرح واقعه» به قلم قاسم فتحی در کنار گفتوگوی «اول فرزندان من» با مادرخواندهی شهرکنشینان کرانه باختری، آیزاک چوتنر و زهرا مدرس قرار میگیرد.
مجله حوالی 5
مجله حوالی ۵ با محور خوابگاه روایت میشود؛ جایی میانِ دوگانههایی که معمولا در برابر هم قرار میگیرند. این شماره از درهمتنیده شدن خوابگاه با ترسهایی حرف میزند که ریشه در سریالهای کودک و نوجوان دارد و داستانهایی میسازد از آدمهایی که میان خانه و فضای جمعی، در رفتوآمدند. در معرفی شماره، ماجرای دختری روایت میشود که از ترس موشک و تانک میخواهد اهواز و دانشگاهش را ندیده، به شهر خودش برگردد اما «افسونِ» تختخواب و زندگی جمعی خوابگاه او را درگیر میکند. همچنین از پسر غیرخوابگاهی میگوید که اتاقبهاتاقِ کوی دانشگاه را برای تحقق عدالت درمینوردد.
مجله حوالی 8
مجله حوالی ۸ با محور «ترهبار» جلو میرود؛ فضای پرصدا، پرحرکت و پر از آدمهای مختلف. در معرفی این شماره، ترهبار بهعنوان پر سروصداترین همتای ترمینال توصیف میشود؛ جایی که برای فروش باید داد زد و برای خرید هم گاهی باید داد زد. آواز و ترانه بهعنوان بخشی از ریتم حضور آدمها مطرح میشود و سرعت ترهبار نتیجهی حرکت مداوم خریداران و کارگرها عنوان میگردد. حوالی ۸ همچنین به سراغ آدمهای ساکنتر هم میرود؛ کسانی که پاتوقشان در ترهبار شکل میگیرد و آرامش را میان گلابیها و سیبها و کلمها جستوجو میکنند.
مجله حوالی 2
مجله حوالی ۲ از قبرستانها روایت میکند؛ مکان دفن شدن آدمها و رعبی که میتواند برای کودکان شکل بگیرد. معرفی شماره، تفاوت تجربهی مرگ در شهرهای کوچک و بزرگ را کنار تاثیر دنیای مدرن بر قبرستانها میگذارد و از داستان شهری میگوید که تمام قبرهایش از یک واقعه و یک تاریخ مشخص خبر میدهند. در همین مسیر، به طرحهای توسعهی قبرستانها و معیار قیمتگذاری قبور نیز اشاره میشود. حوالی قبرستان تلاش میکند قبرستانها را ببیند، بشنود و روایت کند و در عین حال میکوشد تصویری از لایههای انسانیِ پشت یک مکان کمتر مورد توجه قرار گرفته بسازد.
مجله حوالی 6
مجله حوالی ۶ با فضای بیمارستان نوشته میشود؛ جایی میان گریهها و خندهها، امیدها و ناامیدیها، و در میانهی مرگ و زندگی. در معرفی شماره، بیمارستان به عنوان برزخی توصیف میشود که آدمها را در حالت تعلیق نگه میدارد؛ جایی که هر طرفِ دوگانهها سنگینی کند، آدم از آن فضا رانده میشود، اما ورود به بیمارستان یعنی معلق بودن: معلق در پاسخها، معلق در خبرها و معلق میان اتفاقات. در ادامه، معرفی شماره به تجربههای این روزها نزدیک میشود و از ناتوانیِ بستن چشمها بر واقعیت کرونا حرف میزند؛ تا جایی که حوالی بیمارستان، دو صفحه از روایت جمعی روزنوشتها و روزمرگیهای کادر درمان و بیماران در دورهی کرونا را کنار هم مینشاند.