
انتشارات نقره
عناوین این تولیدکننده0 کالا
معرفی نشر نقره
نشر نقره با تمرکز بر کتابهایی از جنس اندیشه، روایت و پژوهش، در میان مخاطبان جدیکتاب جایگاهی شناختهشده دارد. آثار این نشر معمولاً با نگاه میانرشتهای و توجه به ریشههای فکری و زبانی تولید میشوند؛ از ترجمههای شاخص گرفته تا تألیفها و خوانشهایی که تلاش دارند مفاهیم را از قالبهای رایج فراتر ببرند. آنچه در فهرست نقره بیشتر دیده میشود، تلفیق ادبیات و تأملات نظری با دغدغهی فهم جهان است؛ هم در سطح کتابهای بزرگسال و هم در کارهای کودک و نوجوان.
تاریخچهی نشر نقره
در دههی ۱۳۶۰، نام نشر نقره در کتابشناسی فارسی دیده میشود و از همان سالها آثار متنوعی از این نشر در حوزههای فکری و ادبی راه پیدا کردهاند. نمونهی روشن آن، چاپ فارسی «آمریکایی که من کشف کردم» است که در سال ۱۳۶۳ نخستین و آخرین بار توسط نشر نقره انجام شد. همین حضور در دورههای مختلف، نشان میدهد نقره مسیر خود را با تکیه بر انتخابهای مسئلهمحور و توجه به مخاطب فرهنگی ادامه داده است.
حوزهی فعالیت و ژانرهای نشر نقره
نشر نقره در چند محور اصلی فعالیت میکند: از کتابهای فلسفه و حوزههای وابسته تا آثاری در ادبیات و داستان فارسی؛ همچنین تولیداتی برای کودک و نوجوان در قالب شعر و روایت. در کنار اینها، حضور کتابهایی در حوزههایی مانند تاریخ و جغرافیا و همچنین علوم کاربردی و موضوعات سلامت نیز در فهرست این نشر دیده میشود.
- فلسفه و حوزههای وابسته
- ادبیات و داستان فارسی
- کودک و نوجوان (بهویژه شعر و روایت)
پرفروشترین کتابهای نشر نقره
پرفروشهای نشر نقره معمولاً در نقطهی برخوردِ سلیقهی خواننده و دغدغهی فکری شکل میگیرند؛ کتابهایی که هم پرسش ایجاد میکنند و هم لذت خواندن را حفظ میکنند.
آمریکایی که من کشف کردم
«آمریکایی که من کشف کردم» سفرنامهی ولادیمیر مایاکوفسکی است که وازریک درساهاکیان آن را از زبان ارمنی به فارسی برگردانده. در این کتاب، روایت سفر نه فقط یک گزارش از راهها، بلکه تماشا و واکنش به جهان بیرون است؛ با نثری نزدیک به روحیهی روزنامهوار و نگاه انتقادی. این عنوان برای فارسیزبانان با اهمیت ویژهای شناخته میشود، چون طبق ثبتهای کتابی، در سال ۱۳۶۳ نخستین و آخرین بار توسط نشر نقره به چاپ رسید.
خط فرضی شنیداری
«خط فرضی شنیداری» نوشتهی فریدون محرابی، دربارهی ظرفیتهای درام شنیداری و رابطهی تصویر با صداست. محرابی توضیح میدهد که در این نوع روایت، عناصر بصری میتوانند به عناصر شنیداری تبدیل شوند و مخاطب با کمک تخیل و تصویرسازی در ذهن، معنا را کاملتر دریافت کند. این کتاب در نگاه کلی، به روند خلق اثر برای شنونده نزدیک میشود و تأکید دارد که انتقال درست محتوا نیازمند طراحی دقیق تجربهی شنیداری است؛ بهخصوص وقتی مخاطب کودک یا نوجوان باشد.
جوهر نامرئی
«جوهر نامرئی» رمانی از پاتریک مودیانو است که با ترجمهی فرخ وهابزاده منتشر شده. در مرکز روایت، «ژان ایبن» قرار دارد؛ کارآگاه خصوصی جوانی که به مأموریت پیدا کردن دختری گمشده فرستاده میشود، اما پیش رفتن در پرونده با ابهام همراه است. آنچه کتاب را پیش میبرد، کشفکردن سرنخها در کنار یادآوری خاطرات و سایهروشنهای هویت است؛ موضوعی که به انتخابهای آدمها، گذر زمان و امکانِ شکلگرفتن یک حقیقت تازه معنا میدهد.
آسیمه های معنا
«آسیمه های معنا» پژوهشی است در دیدگاههای عبدالقاهر جرجانی؛ اثری که علی جهانگیری آن را با تمرکز بر نظریههای زبان و مباحث بلاغی پیش برده. در این کتاب، تلاش میشود اندیشههای عبدالقاهر در بستر سنت بررسی شود و در عین حال، نسبت آن با نگاههای جدید هم روشنتر گردد. نویسنده برای رسیدن به نتیجه، از روشهای تحقیق تطبیقی بهره میگیرد و نشان میدهد چگونه میشود از رهگذر رویکردهای میانرشتهای به خوانش دقیقتر معنا و ساختار رسید.
حکایت گل های رازیان
«حکایت گل های رازیان» اثری روایی است که خوانشهای گوناگون از آن ممکن میشود. در تحلیلهایی که دربارهی این کتاب منتشر شده، تأکید بر چندصدایی روایت و نبودِ یک خط روایی یا تاریخِ واحد دیده میشود؛ گویی زمانها و فضاهای داستانی آمیختهاند و راویان با هم همپوشانی پیدا میکنند. این ویژگی باعث میشود مخاطب به جای دنبال کردن یک مسیر مستقیم، بخشی از معنا را در کنار هم قرار دادن تکههای روایت جستوجو کند. سودابه فضایلی، نویسندهی این اثر است.