
انتشارات فاصله
عناوین این تولیدکننده0 کالا
معرفی نشر فاصله
نشر فاصله با تکیه بر ادبیات داستانی و آثار نمایشی، مسیر تازهای را برای دوستداران روایتهای خلاقانه باز کرده است. در کارنامهی این ناشر، رمان و داستان فارسی در کنار نمایشنامههایی قرار میگیرد که از یک سو به زبانِ امروز نزدیکاند و از سوی دیگر، امکان خواندنِ متنهای صحنهای را به شکلی گستردهتر فراهم میکنند. همین ترکیبِ ادبی و نمایشی باعث شده خواننده هنگام انتخاب کتاب، با طیف متنوعی از لحنها و فرمها روبهرو شود؛ از روایتهای پرکشش داستانی تا متنهایی که برای اجرا و درکِ تئاتری نوشته شدهاند.
تاریخچهی نشر فاصله
نشر فاصله در برنامههای فرهنگیِ مرتبط با تئاتر و ادبیات نیز حضوری چشمگیر داشته است؛ از جمله در مراسمی که با همکاری خانهی هنرمندان ایران برگزار شد و رونمایی از چند عنوان داستانی و نمایشی را در کنار هم قرار داد. در این رونماییها، نامهایی چون «دیدار با پروفسور داتی»، «تله موش» و «شنیدم گوسفندی را بزرگی» دیده میشود و نشان میدهد فاصله، به انتشار آثاری توجه دارد که برای مخاطبِ اهل نمایش و داستان، جذابیت خواندن و دنبالکردن را یکجا فراهم میکنند.
حوزهی فعالیت و ژانرهای نشر فاصله
فاصله بیشتر در حوزهی نشر آثار روایی و متنهای نمایشی فعالیت میکند؛ یعنی هم سراغ رمان و داستان فارسی میرود و هم نمایشنامههایی را منتشر میکند که یا تألیف هستند یا ترجمهی متون شناختهشده. این ناشر همچنین در برخی کتابها از نقش ویراستارانی استفاده میکند که به شکل مستقیم در شکلگیری نهایی اثر دخیلاند. خروجی چنین رویکردی، کتابهایی است که هم برای سرگرمی و هم برای درک بهتر لحن، شخصیتپردازی و ساختار روایت ساخته شدهاند.
- ادبیات داستانی و رمان فارسی
- نمایشنامه (متنهای صحنهای)
- ترجمهی ادبیِ متون نمایشی
پرفروشترین کتابهای نشر فاصله
پنج عنوان پرفروش نشر فاصله، نمونههایی از همین رویکرد چندلایه در ادبیات و تئاتر هستند.
دیدار با پروفسور داتی
«دیدار با پروفسور داتی» اثری نمایشی از محسن سراجی است که در قالب نمایشنامه منتشر شده. این کتاب برای آن دسته از مخاطبانی جذاب است که دوست دارند به جای روایت صرفاً خطی، با فرم صحنه، دیالوگ و ریتم متنِ نمایشی روبهرو شوند. عنوان کتاب با محوریت «دیدار» شکل میگیرد و همین، کنجکاوی خواننده را برای دنبالکردن واکنشها و نسبت شخصیتها بیشتر میکند. حضور این اثر در فهرست کتابهای پرفروش نشر فاصله نشان میدهد مخاطبان، متنِ صحنهای را هم بهعنوان یک خواندنی جدی میخواهند.
در بیابان سحر فرا می رسد کسی این را می داند
«در بیابان سحر فرا می رسد کسی این را می داند» رمانی از نسیم خلیلی است که در حوزهی داستان فارسی منتشر شده است. در معرفی این کتاب آمده که روایت آن به نوشتن و اعترافهای درونی نزدیک میشود و در مسیر داستان، به زخمهای پنهان شخصیتها توجه میکند. در این روایت، ردِ تجربههای تلخ اجتماعی و تاریخی نیز پررنگ است و نویسنده از فضای قصه برای پرداختن به بحرانها و شکستهای ذهنی استفاده میکند. این رمان برای خوانندگانی مناسب است که دنبال داستانی با لحن شاعرانه و تأملبرانگیز هستند و از خواندن یک تجربهی رواییِ شخصی لذت میبرند.
بدترین شاید هم بهترین راه مردن
«بدترین شاید هم بهترین راه مردن» رمانی از مهدی الهیاری است که با روایت اولشخص پیش میرود و موضوع مرگ را به شکل داستانی بررسی میکند. در معرفی محصول، آمده که راویِ داستان در شرایط مرموزی پس از مردنِ خودش با بازگشت به موقعیتِ «زندهشدن» روبهرو میشود و ناگهان با پرستار آشنا میگردد؛ گویی قرار است پس از آن اتفاقِ غیرعادی، مسیر درمان آغاز شود. این کتاب با تکیه بر فضای روانی و رفتوبرگشتِ فکرها و خاطرهها، خواننده را درگیر میکند و پرسشهایی دربارهی معنای زیستن و تجربهی مرگ پیش رو میگذارد.
تله موش
«تله موش» یک نمایشنامهی ترجمهشده از آگاتا کریستی است که سارا عابدی آن را به فارسی برگردانده و نشر فاصله منتشر کرده است. این کتاب نشان میدهد نشر فاصله، علاوه بر تولید و انتشار متنهای داستانی، به معرفی آثار درامِ شناختهشده هم توجه دارد. از آنجا که «تله موش» در قالب نمایشنامه ارائه میشود، خواننده با فضای گفتوگو محور، کشمکشهای متنی و طراحی موقعیتهای نمایشی روبهرو میشود؛ یعنی تجربهای نزدیک به تئاتر، اما به شکل کتابی و خواندنی. همین ویژگی، سبب جذابیت آن برای دوستداران ادبیات نمایشی شده است.
افرا در باران
«افرا در باران» داستانی از نسیم خلیلی است که در آن با دختری به نام «افرا» همراه میشویم. در معرفی کتاب آمده که افرا با خانوادهاش به باغی در یک عمارت قدیمی میرود و در آنجا با پسری آشنا میشود که ادعا میکند گنزی بسیار ارزشمند دارد. افرا همراه او راهی میشود تا گنج را ببیند، اما هنگام بازکردنِ صندوق گنج، اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد و واکنش افرا ماجرا را وارد مرحلهی تازهای میکند. در همین فضای پرکشش، پسر از «گنج واقعی» سخن میگوید و در ادامه، صدای پدر هم فضای لحظههای داستان را قطع میکند.