قدرت‌های سیاه ایران بان

عناوین این مجموعه

مرتب سازی براساس:

0 کالا

معرفی مجموعه‌ی قدرت‌های سیاه

قدرت‌های سیاه رمانی ماورایی و پرتعلیق برای نوجوانان است که با تمرکز روی توانایی‌های مافوق طبیعی و کشمکشِ میانِ راز، آزمایش و بقا شکل می‌گیرد. این مجموعه نوشته‌ی کلی آرمسترانگ است و نسخه‌ی فارسی آن توسط ایران‌بان منتشر شده. قهرمان داستان، چویی ساندرز، در نقطه‌ای حساس از زندگی‌اش با چیزی روبه‌رو می‌شود که نمی‌شود نادیده‌اش گرفت: ارواح و قدرتی که از کنترل او خارج می‌شود. در دل همین مسیر، گروهی سازمان‌یافته با دستکاری‌های ژنتیکی و اهداف مشخص حضور پررنگی دارد و داستان را به سمت تعقیب، فرار و کشف حقیقت می‌برد. نخستین‌بار این مجموعه در ۲۰۰۸ منتشر شد.

طرح و داستان کلی مجموعه‌ی قدرت‌های سیاه

داستان با تغییر ناگهانی زندگی چویی آغاز می‌شود؛ از دیدن ارواح تا توانایی بیدار کردن مردگان، که باعث می‌شود اطرافیانش رفتار او را غیرعادی ببینند و او را وارد مسیرهای پرخطر کنند. خیلی زود مشخص می‌شود که پشت «مراقبت» و «درمان» ماجراهای دیگری پنهان است و چند شخصیت دیگر همزمان با او دارای قدرت‌های خاص‌اند. در میانه‌ی این وضعیت، چویی و دوستانش با تهدید جدی «گروه ادیسون» روبه‌رو می‌شوند؛ گروهی که روی نوجوانان دارای توانایی‌های ماورایی آزمایش انجام می‌دهد. در ادامه‌ی روایت، تمرکز روی فرار گروهی، تلاش برای یافتن متحدان قابل اعتماد، و مواجهه‌ی مداوم با محیط‌هایی است که هم ترسناک‌اند و هم پر از راز.

کتاب‌های مجموعه‌ی قدرت‌های سیاه

سه جلد اصلی این مجموعه با محوریت چویی ساندرز و قدرت‌های مافوق طبیعی او، داستان را در مسیر تعقیب و کشف حقیقت جلو می‌برند.

قدرت‌های سیاه: وقتی اشباح بیدار می‌شوند

چویی ساندرز نوجوانی است که می‌خواهد زندگی معمولی داشته باشد، اما با رسیدن به سن بلوغ، توانایی‌هایی در او بیدار می‌شود که خودش هم انتظارش را ندارد. او شروع به دیدن ارواح می‌کند و حتی می‌تواند مرده‌ها را بیدار کند. رفتارهای غیرعادی چویی باعث می‌شود اطرافیانش تصور کنند او دچار مشکل روحی شده است و او را به مکانی برای مراقبت و نگهداری می‌سپارند. اما به‌تدریج مشخص می‌شود آنجا صرفاً یک مرکز درمانی نیست و دیگر ساکنان نیز قدرت‌های ماورایی دارند؛ از جمله گرگینه، جادوگر و شمن. چویی و دوستانش در برابر نیرویی تاریک و سازمان‌یافته قرار می‌گیرند و باید راهی برای فرار، فهمیدن حقیقت و نجات جان خود پیدا کنند.

قدرتهای سیاه: اشباح سرگردان

در این جلد، چویی ساندرز همچنان درگیر توانایی‌های خودش است؛ توانایی‌هایی که می‌تواند اشباح را ببیند و حتی بدون خواستِ خودش، مرده‌ها را بیدار کند. اما این بار خطر تنها مربوط به واکنش اطرافیان نیست؛ «گروه ادیسون» در پسِ ماجرا قرار دارد و از نظر ژنتیکی تغییراتی در چویی ایجاد کرده است. چویی که هدفِ دستکاری و کنترل قرار گرفته، همراه با چند دوست مافوق طبیعی تصمیم می‌گیرد فرار را به عنوان تنها راه نجات انتخاب کند. روایت روی تعقیب، اضطرابِ اسیر نشدن، و جست‌وجوی کمک از کسانی متمرکز است که شاید بتوانند در برابر این سازمان بایستند. کشمکش‌ها از همین‌جا وارد مرحله‌ای تازه می‌شوند و چویی باید بفهمد چقدر می‌توان به آدم‌ها اعتماد کرد.

قدرت‌های سیاه: زمزمه اشباح

چویی به همراه سیمون و درک و توری همچنان در حال فرار از دست گروه ادیسون است. آن‌ها برای مدتی پناه می‌گیرند؛ جایی که قرار است احساس امنیت بیشتری بدهد، اما سایه‌ی آزمایش‌های خطرناک این گروه همچنان روی زندگی‌شان سنگینی می‌کند. در این میان، موضوعی که چویی را از دیگران متمایز می‌کند همچنان کلید ماجرا باقی می‌ماند: توانایی او در زنده کردن ناخواسته‌ی اشباح. روایت این جلد با افزایش تعلیق همراه می‌شود و فضای ترس‌آلودِ مکان پناهگاهی را پررنگ‌تر نشان می‌دهد؛ مکانی که در آن نشانه‌های تهدید و رازهای تیره کم نیستند. چویی در تلاش است تا از دامِ کنترل دوباره فرار کند، رابطه‌ها را بسنجَد و مسیر تازه‌ای برای پایان دادن به تهدید ادیسون پیدا کند.