برف چون خاکستر باژ
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی برف چون خاکستر
مجموعهی برف چون خاکستر یک داستان فانتزی پرکشش برای مخاطب نوجوان است که در دنیایی خیالی با پیوند خورده به فصلها و نیروهای جادویی میگذرد. این مجموعه با محوریت شخصیت میرا، روایت تازهای از بیداری، رهبری و تلاش برای نجات سرزمینی درگیر تباهی را پیش میبرد؛ داستانی که هم به مسئولیتهای سنگین یک پادشاه میپردازد و هم ردّ بحرانهای پشتِ صحنه را دنبال میکند. نویسندهی این مجموعه سارا راش است و نشر باژ انتشار فارسی آن را برعهده دارد. نخستینبار در ۲۰۱۴ منتشر شد.
طرح و داستان کلی مجموعهی برف چون خاکستر
جهان «پریموریا» از چند قلمرو تشکیل شده است؛ چهار سرزمینِ فصلها و چهار قلمروِ ریتمها که در چرخهای میان همهچیز نفس میکشند. در قلب این نظم، زمستان مدتها زیر سلطهی بهاریِ مهاجم قرار گرفته و گروهی از وینتریها در بند یا در حال فرارند. میرا که از بازماندگان آزادِ زمستان است، در میانهی نقشهها و ترفندها تبدیل به قطعهای در یک بازی بزرگ میشود؛ اما تلاشش برای پس گرفتن حق، حفظ مردم و فهمیدن راه درستِ ادامه دادن، روایت را جلو میبرد. در جلدهای بعد، میرا از نقش یک «پناهنده» عبور میکند و به جایگاهی میرسد که باید میان امید و ترس تصمیم بگیرد؛ همراه با سفری میان فرمانروایان و جستوجوی نشانههای یک نیروی افسانهای. در پایان، داستان مسیر تازهای پیدا میکند و میرا از دل خطرهای جدیتر عبور میکند تا به حقیقت نزدیک شود.
کتابهای مجموعهی برف چون خاکستر
سه جلد این مجموعه، یک خط داستانی پیوسته را از بحرانِ زمستانِ ویرانشده تا پیامدهای تصمیمهای میرا ادامه میدهند.
برف چون خاکستر 1
میرا در پریموریا زندگی میکند و به عنوان یکی از وینتریهای آزادِ باقیمانده، زیر سایهی حملهی سالهای پیشِ پادشاه «اسپرینگ» قرار دارد؛ حملهای که به قتل فرمانروای زمستان انجامید، «کانال سلطنتی» را از میان برد و وینتریها را اسیر کرد. میرا در پی بازپس گرفتن بخشی از آن میراث، گرفتار میشود، اما به لطف آموزش نظامی و فکر سریعش از دام میگریزد. با نزدیک شدن نیروهای اسپرینگ و دنبال شدن پناهجویان، آنها به «ریتمِ کردل» میروند؛ جایی که میرا با شاهزادهی ترئون آشنا میشود و درمییابد حضورش در ماجرا، بیشتر از آنچه تصور میکرده، به عنوان مهرهای در یک بازی بزرگ دیده میشود. رابطهی پیچیدهی او با متِر، به داستان عمق احساسی میدهد.
یخ چون آتش
در جلد دوم، میرا اکنون به عنوان ملکهی زمستان با مسئولیتهای تازه روبهرو است و باید برای زندگی دوبارهی مردمِ آزادشده برنامه بریزد. او زیر فشار نقش پادشاهی، در حال کنار آمدن با گسترهی مسئولیتهاست؛ همزمان، «نواوم» پادشاه کردل دستور میدهد میرا جستوجو برای سرنخهای افسانهای را جدی بگیرد و دوباره کار معادن زمستان را آغاز کند. میرا با وجود نیاز به یافتن راهحل، نسبت به جادو بیاعتماد میشود؛ چون نتیجهی بدِ استفادهی نادرست از آن را با عنوان «دیکِی» شنیده است. در بخش دیگری از روایت، فصلهایی از نگاه متِر میآید؛ کسی که در نبودِ میرا تصمیم میگیرد دست به اقدام بزند و در برابر فشارها مقاومت کند. میان سفر میرا برای دیدار فرمانروایان و جدال در دلِ زمستان، داستان رو به گرهخوردن مسیرها میرود.
یخزده چون شب
در پایان مسیر، داستان با تکیه بر پیامدهای جلد دوم جلو میرود. میرا که هنوز درگیر تصمیمهای سنگین است، به همراه گروهش از زندانها و خطرهای «کاخ دوناتی» در «ونتریلی» راهی برای گریختن پیدا میکند. در همین حال، او از میان نشانهها و آدمهای تازه، خود را به تعقیب فردی میسپارد که ادعا میکند از قلمرو مرموز «پیسلی» آمده است. این جلد، بر تقاطعِ فرار، حقیقتجویی و پیدا کردن جهت درست تمرکز دارد؛ جایی که میرا باید میان وفاداری به مردمش و اعتماد به اطلاعات تازه، تعادل دشواری برقرار کند و برای روشنتر شدن آینده، از دل تاریکی عبور کند.