دختری با تمام موهبتها بهداد
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی دختری با تمام موهبتها
مجموعهی دختری با تمام موهبتها با تکیه بر فضایی آخرالزمانی، در میانهی وحشت و علمیتخیلی روایت میشود. روایت حولِ ملانی میچرخد؛ دختری که در یک مرکزِ ویژه تحت مراقبت شدید قرار دارد و هر روز از سلولش به کلاس برده میشود. آنچه ابتدا شبیه یک روال آموزشی کنترلشده به نظر میرسد، کمکم به پرسشهای بزرگتری دربارهی «چراییِ حضور ملانی» و شرایط جهان بعد از فاجعه میرسد. نویسندهی این داستان مایک کری است و ترجمهی فارسی آن با حضور مترجمهایی در نشر بهداد منتشر شده است. نخستینبار این رمان در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و با گذر زمان جایگاه خود را در میان علاقهمندان به داستانهای آخرالزمانی تثبیت کرد.
طرح و داستان کلی مجموعهی دختری با تمام موهبتها
سالها پس از وقوع رستاخیز زامبیها، دانشمندان در مکانی دورافتاده در انگلستان مشغول ساخت یک دارو از راه آزمایش روی کودکانی زامبیشده هستند. در مرکزِ نگهداری، کودکان از بیرون جدا شدهاند و برای رفتوآمد و حضور در کلاس، با روشهایی کنترل میشوند؛ شبها در سلولهای جداگانه میخوابند و روزها به شکل سازمانیافته به کلاس منتقل میگردند. زاویهی روایت سومشخصه است و اگرچه ملانی محور اصلی دیده میشود، در بخشهای مختلف به وضعیت دیگر شخصیتها نیز سرک میکشد تا تصویری کاملتر از این جهانِ کنترلشده شکل بگیرد. مجموعه، با ایجاد فاصله میان آنچه ملانی میفهمد و آنچه دیگران پنهان میکنند، خواننده را درگیرِ کشف علتها و پاسخ به ابهامهای داستان میکند.
کتابهای مجموعهی دختری با تمام موهبتها
این مجموعه در دو جلد با عنوانهای کتاب اول و کتاب دوم منتشر شده است و با پیگیری مسیر ملانی، فضای تیرهی داستان را از زوایای متفاوت ادامه میدهد.
دختری با تمام موهبتها (کتاب اول)
ملانی دختری بسیار خاص است. دکتر کالدول او را «نابغه کوچک ما» صدا میزند و هر روز صبح ملانی در سلولش منتظر میماند تا برای رفتن به کلاس بیایند. وقتی زمان انتقال فرا میرسد، میان نیروهای نگهبان و فضای مرکز، نوعی بیاعتمادی و خشکی دیده میشود: گروهبان پارکس تفنگش را نشانه میرود و افراد دیگر ملانی را به صندلی چرخدار میبندند. ملانی با وجود این رفتارها، به کلاس درس علاقهی جدی دارد؛ از یادگیری هجیِ کلمات، حسابوکتاب و شناخت دنیای بیرون کلاس میگوید و در جمع آموزشی، کنجکاویاش را پنهان نمیکند. او با معلم محبوبش هم حرف میزند، اما نمیفهمد چرا بعضی گفتههایش باعث غمگین شدن خانم جاستینا میشود.
دختری با تمام موهبتها (کتاب دوم)
در کتاب دوم هم ملانی همچنان در همان چهارچوبِ کنترلشده زندگی میکند: هر روز صبح در سلولش منتظر میماند تا برای رفتن به کلاس بیایند. دکتر کالدول دوباره او را «نابغه کوچک ما» معرفی میکند و وقتی نیروها به سراغش میآیند، گروهبان پارکس با تفنگ نشانه میگیرد و افراد همراه، ملانی را به صندلی چرخدار میبندند. ملانی تلاش میکند با نگاه خودش به این وضعیت معنا بدهد؛ در حالی که فکر میکند دیگران از او خوششان نمیآید، همچنان به کلاس درس دل بسته است و از یادگیری هجیِ کلمات، حسابوکتاب و دنیای بیرون کلاس حرف میزند. او به معلمش درباره کارهایی که در آینده انجام خواهد داد صحبت میکند، اما نمیداند چرا همین حرفها برای خانم جاستینا سنگین است.