خانهٔ سایهها
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی خانهٔ سایهها
مجموعهی خانهٔ سایهها مجموعهای از رمانهای وحشت برای نوجوانان است که نویسندهی آن دن پابلوکی است. این مجموعه با ترجمهی محمدرضا ملکی توسط انتشارات پیدایش منتشر میشود و حول یک خانهی مرموز میچرخد که با هیچ دعوت و توضیحی مهربان نمیشود و برای کسانی که واردش میشوند، برنامهی خود را دارد.
طرح و داستان کلی مجموعهی خانهٔ سایهها
در این داستان، پنج بچه با نامهای دش، دیلان، پاپی، مارکوس و آزومی پایشان را به خانهای میگذارند که «قابل اعتماد» به نظر میرسد، اما در واقع گرسنه است. هر کدام در ابتدا تصور میکنند دعوتشان دلیل خیرخواهانه دارد، ولی خیلی زود معلوم میشود داخل خانه هیچچیز سر جای خودش نمیماند: راهروها جابهجا میشوند، درها غیب میشوند، ارواح ظاهر میگردند و حتی راه خروج هم ناپدید میشود. از اینجا به بعد، بقا برای بچهها فقط به شجاعت نیاز ندارد؛ آنها باید با ترسهایشان روبهرو شوند و در میان نشانههای پراکنده، بفهمند خانه از آنها چه میخواهد.
کتابهای مجموعهی خانهٔ سایهها
این مجموعه با سه جلدِ پیوسته، موقعیت بچهها را در خانهی سایهها دنبال میکند.
احضار
جلد نخست مجموعهی خانهٔ سایهها با ورود پنج بچه به خانه آغاز میشود؛ جایی که دعوت، با یک نامه و امید به یک سرانجام بهتر همراه است، اما خیلی زود معلوم میشود خانهی لارکسپر با «توضیح دادن» کاری ندارد و با جابهجایی بخشهای خود، حتی امکان خروج را هم از دسترس خارج میکند. در همین میان، پاپی با تجربههایی عجیب روبهرو میشود؛ از جمله دیدن دختری دیگر در آینه که باعث میشود مرز میان واقعیت و ترس برایش محو شود. این جلد، زمینهی رویارویی با خانه را میچیند و نشان میدهد تصمیمهای بعدی بچهها چقدر میتواند خطرناک باشد.
اختفا
در جلد دوم، پنج بچه در خانهی سایهها گیر افتادهاند و خانه حال و گذشته و آینده را به هم میتند؛ به همین دلیل، تلاش برای پیدا کردن راه درست خروج، یک مسیر ساده و روشن نیست. بچهها در لحظههای مختلف دنبال نشانه میگردند و با این تصور دستوپنجه نرم میکنند که بزرگترین تهدید، ارواح ساکن خانه است؛ اما داستان به جای متوقف شدن روی ترسهای فوری، رازهایی را هم رو میکند که هر کدام از شخصیتها با خودشان حمل میکنند و میتواند مسیر آنها را تغییر دهد. این جلد بر اضطرابِ گیر افتادن، پیچیدگیِ زمان داخل خانه و لزوم حل یک «معما» برای ادامهی زندگی تأکید میکند.
محبوس
جلد سوم، وضعیت بچهها را به نقطهای میرساند که شاید بتوانند راهی به بیرون خانه پیدا کنند؛ با این حال، جهان اطراف، پایان ترس نیست و زمینهای اطراف خانه کابوسهای تازهای پیش پایشان میگذارد. در این مرحله، رابطهی بچهها با چیزی که تصور میکردند دوستشان است، وارد فاز خطرناکتری میشود و معلوم میگردد کسی یا چیزی دنبال شکار آنهاست. علاوه بر این، موجودی سایهای بیدار شده و حالا امنیّت دیگر معنایی ندارد؛ هر جا که میروند، خانه تلاش میکند آنها را همانجا نگه دارد و از آنها بخواهد برای فرار، چیزهایی را جا بگذارند یا بهای ماندن را بپردازند.