داستانهای سرگرم کننده شکسپیر قطره
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی داستانهای سرگرم کننده شکسپیر
مجموعهی داستانهای سرگرم کننده شکسپیر از بازنویسیهای داستانی نمایشنامههای ویلیام شکسپیر برای مخاطب کودک و نوجوان شکل گرفته است. این مجموعه که در سال ۱۹۹۸ توسط لوییس بردت نوشته شد، تلاش میکند با زبانی روانتر و رویکردی بازیمحور، ارتباط خوانندهی جوان را با دنیای شکسپیر نزدیکتر کند. در برخی جلدها، کریستین کوبرن نیز به عنوان پدیدآورنده حضور دارد و کنار هم، حالوهوای کلاسیکِ نمایشنامهها را به شکل داستانی و قابل دنبالکردن ارائه میکنند.
طرح و داستان کلی مجموعهی داستانهای سرگرم کننده شکسپیر
در این مجموعه، هر کتاب به یک نمایشنامهی شناختهشده از شکسپیر میپردازد و روایت آن را در قالب «داستان» پیش چشم مخاطب میگذارد؛ از همین رو، مجموعه بیش از آنکه یک خط رواییِ پیوسته داشته باشد، مجموعهای از جهانهای متفاوت است که هرکدام آدمها، کشمکشها و موقعیتهای دراماتیک خود را دارند. محور مشترک جلدها، نزدیک کردن تجربهی شکسپیر به ذهن نوجوان است؛ جایی که فهم ماجرا از مسیر روایت روشن، بازی با برداشتها و همراهی خواننده شکل میگیرد.
کتابهای مجموعهی داستانهای سرگرم کننده شکسپیر
اگر میخواهید از میان نمایشنامههای پرآوازهی شکسپیر، نسخههای داستانی و سرگرمکنندهی آنها را برای شروع انتخاب کنید، این سه جلد از نقطههای خوبی برای ورود هستند.
هملت (داستانهای سرگرمکننده شکسپیر)
هملت از ماجرایی پرتنش در دربار دانمارک آغاز میکند؛ وقتی مرگ پدر و سپس ازدواج زودهنگام مادر، نظم زندگی شاهزاده را به هم میریزد. در همین حال، سایهی رازهای پنهان بر تصمیمها سنگینی میکند و هملت ناچار میشود میان چیزی که باید نشان دهد و چیزی که حقیقتاً در جهان میگذرد، دست به انتخاب بزند. روایت این داستان، کشمکشِ درونیِ قهرمان را کنار اضطراب و بیاعتمادیِ فضای سیاسی قرار میدهد و نشان میدهد چگونه یک راز میتواند ذهن آدم را به مسیر انتقام یا فروپاشی بکشاند.
هیاهوی بسیار برای هیچ (داستانهای سرگرمکننده شکسپیر)
هیاهوی بسیار برای هیچ در روزگار پس از پایان جنگ آغاز میشود؛ زمانی که مهمانیها و دیدارهای رسمی، زمینه را برای شوخیهای زبانی و رقابتهای پنهان فراهم میکند. در مرکز ماجرا، رابطهی میان دو شخصیتِ آشنا با «طعنه» و «بازی با حرفها» قرار میگیرد و در کنار آن، دلدادگیهای شکلگرفته در میان جمع، فضای کمدی را زنده نگه میدارد. اما این شادمانی، بیدردسر نمیماند؛ چون خبرچینی و توطئهی یک فرد ناراضی تلاش میکند آرامش را به هم بزند و داستان را از حالت گفتوگوهای سرگرمکننده به سمت بحران ببرد.
شب دوازدهم (داستانهای سرگرمکننده شکسپیر)
شب دوازدهم با عشقِ جستوجوگر آغاز میشود؛ جایی که دوک ایلیریا، دلمشغولِ اولیویا است، اما پاسخ او سرد و پیچیده میماند. روایت سپس به دنیای یک کشتیگرفتار میرسد که در پی گمشدن عزیزان، ناچار میشود نقش تازهای بازی کند و هویت خود را پنهان نگه دارد. این داستان، با ورود سوءتفاهمها و بازیهای هویتی، همزمان دو خط را پیش میبرد: یکی دلبستگیها و احساسات شخصیتها و دیگری تلاش برای پیدا کردن جایگاه درست در میان قواعدی که دیگران برای زندگی تعیین میکنند. نتیجه، ترکیبی از شادی، آشفتگی و امید است.