سه گانهٔ جاده مورفیوس کتابسرای تندیس
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی سهگانهی جاده مورفیوس
سهگانهی جاده مورفیوس با نوشتهی دی. جی. مک هیل، یک مجموعهی ترسناک و مهیج در حالوهوای نوجوانان است که از راه روایت چندزاویهای، تعلیق را یکسره جلو میبرد. این سه جلد با ترجمهی حسین شهرابی و مینا طالب لی در قالب «کتاب اول؛ روشنی»، «کتاب دوم؛ سیاهی» و «کتاب سوم؛ خونزار» منتشر شدهاند و میان دوستداشتنِ داستانهای پرکشش و پرداختن به ارزش دوستی و خانواده، تعادل جذابی میسازد.
طرح و داستان کلی مجموعهی سهگانهی جاده مورفیوس
داستان پیرامون مارشال سیور و کوپر میچرخد؛ دو نوجوان با شخصیتهایی متفاوت که درگیر ماجراهایی میشوند که مرزِ خیال و واقعیت را برایشان پررنگتر میکند. در هر جلد، مسیر تازهای از خطر و پرسش پیش روی آنها قرار میگیرد و روایت، گاهی با زاویه دید مارشال و گاهی با نگاه کوپر ادامه پیدا میکند. در جلد سوم نیز روایت به شکل دیگری پیش میرود و ورود شخصیتهای تازه، تنش را گستردهتر میکند. نتیجهی این ساختار سهقسمتی، مجموعهای است که مدام حالوهوای «نمیشود همه چیز را همانطور که به چشم میآید توضیح داد» را نگه میدارد و خواننده را درگیر میگذارد.
کتابهای مجموعهی سهگانهی جاده مورفیوس
این مجموعهی ۳ جلدی در سه مرحله جلو میرود و هر کتاب روایت و ریتم جداگانهای دارد.
جاده مورفیوس (کتاب اول؛ روشنی)
جلد اولِ جاده مورفیوس با محوریت مارشال سیور و روایت اولشخص آغاز میشود. مارشال همان ابتدا اعلام میکند که در حال تسخیر و شکار شدن است و با حرفهای خودش دربارهی شرایط، ما را با شخصیتش آشنا میکند: نوجوانی محتاط و نزدیک به هنر، در کنار دوست صمیمیاش کوپر که رفتارش متفاوت است و همیشه آمادهی تجربههای تازه و درگیریهای لفظی هم هست. این جلد با شروع ماجراهای مرموز و لحظههای ترسآور جلو میرود؛ از صداهای ناشناخته تا ظاهر شدن نشانههایی که معلوم میکنند ترس فقط در ذهن نمیماند و ناگهان یک «چیز» بیرونی در کار است.
جاده مورفیوس (کتاب دوم؛ سیاهی)
در جلد دوم، روایت از زبان کوپر پیش میرود. او داستان را با این ادعا شروع میکند که مرده است و حالا یک روح به حساب میآید؛ نگاهی که فضای ماجرا را سردتر و رازآلودتر میکند. اتفاقات این کتاب از ادامهی مسیر شخصیتها شکل میگیرد؛ کوپر که به خاطر ماجرای جلد اول در دردسر افتاده بود، باید برای مدتی به منطقهای نزدیک به دریاچه برود و ماجرا با رفتن به کلبهای در دم دریاچه تیستلدان رنگ میگیرد. این جلد، با وجود تغییر زاویه دید، همان تعلیقِ نفسگیر مجموعه را حفظ میکند و خواننده را از زاویهی دیگری وارد تجربهی ترس میکند.
جاده مورفیوس (کتاب سوم؛ خونزار)
جلد سومِ جاده مورفیوس با روایت سومشخص و گسترش فضای داستان به نقطهی اوجِ نگرانیهای پیشین نزدیک میشود. شروع کتاب با آتشسوزی در مدرسهای همراه است که سیدنی در آن جبر درس میداد؛ ماجرا از همان نخست، با حضور تهدیدی جدی و تلاش برای نجات، تنش را بالا میبرد. در روایت خونزار، شخصیتها دوباره درگیر پرسشی میشوند که تکیه بر حدس و ظواهر را کافی نمیگذارد و خطر میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد. میان اتفاقهای پرآشوب، مارشال و سیدنی تلاش میکنند راهی برای بیرون آمدن از وضعیت مبهم پیدا کنند و مجموعه، همچنان تعلیق را همراه خودش میکشد.