ماجراهای بنی مبتکران

عناوین این مجموعه

مرتب سازی براساس:

0 کالا

معرفی مجموعه‌ی ماجراهای بنی

مجموعه‌ی ماجراهای بنی داستان‌های کوتاهِ کودکانه درباره‌ی «بنی» است؛ پسری که در خانه، میان واکنش‌های نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌اش و میل خودش برای تجربه‌کردن کارهای تازه، هر جلد با ماجراهایی تازه روبه‌رو می‌شود. این مجموعه با محوریت شخصیت ثابت بنی و آدم‌های اطراف او، حال‌وهوایی آشنا و روزمره دارد و سرگرمیِ هر صفحه را از دل رفتارها، گفت‌وگوها و تصمیم‌های کوچک شخصیت‌ها می‌سازد. ماجراهای این مجموعه در قالب جلدهای شماره‌دار روایت می‌شوند و می‌توان آن‌ها را به ترتیب دنبال کرد. انتشارات مبتکران - میچکا در ایران این مجموعه را با همین عنوان منتشر می‌کند.

طرح و داستان کلی مجموعه‌ی ماجراهای بنی

در ماجراهای بنی، بنی معمولاً در مرکز اتفاق‌های خانه قرار می‌گیرد؛ جایی که مادر برای آرامش و نظم تلاش می‌کند و بنی با شیطنت، کنجکاوی یا سماجت خودش مسیر ماجرا را تغییر می‌دهد. بعضی از اتفاق‌ها به موضوعات سرگرم‌کننده و وابسته به وسایل و اسباب‌بازی‌ها مربوط می‌شوند، بعضی دیگر حول نیازهای عاطفی یا رفتاری می‌چرخند و در هر جلد، بنی تلاش می‌کند خواسته‌هایش را جلو ببرد؛ در نتیجه، صحنه‌های کوتاه و پرجنب‌وجوشی از زندگی خانوادگی شکل می‌گیرد که برای کودک خواننده قابل ارتباط است.

کتاب‌های مجموعه‌ی ماجراهای بنی

این مجموعه با سه جلدِ شماره‌دار، ماجراهای بنی را از لحظه‌های کوچک روزمره تا موقعیت‌های چالشی‌تر دنبال می‌کند.

بنی و عروسکش

در جلد اول، بنی همه‌ی خانه را بهم می‌ریزد و مادر بنی مدام در حال مرتب‌کردن اوضاع است. بنی در برابر تلاش‌های مادر برای جمع‌وجور کردن وسایلش مقاومت می‌کند و حتی وقتی مادر قصد دارد عروسک بنی را بشوید یا با کارهای مراقبتی همراهش شود، بنی باز هم اجازه نمی‌دهد. ماجرا کم‌کم وارد مرحله‌ای تازه می‌شود: بنی که دیگر صبرش تمام شده، عروسکش را برمی‌دارد و از خانه بیرون می‌رود. این جلد فضای پرتحرک و تصمیم‌های لحظه‌ای بنی را نشان می‌دهد و پیگیری ماجرا را در دنیای کودکانه‌ی او ادامه می‌دهد.

بنی و پستانک

در جلد دوم، بنی یک برادر دارد و فضای خانه بیشتر حول واکنش‌های اعضای خانواده می‌چرخد. روایت با بیدار شدن بنی شروع می‌شود؛ او برادرش را کنار خودش می‌بیند و می‌گذارد که توجه‌ها به خواسته‌ها و نیازهای کودکانه جلب شود. برادر بنی ناگهان جیغ می‌زند و مادر برای آرام کردن او، پستانک می‌دهد. در ادامه، بنی دلش پستانک می‌خواهد؛ مادر اما به او می‌گوید که دیگر بزرگ شده و نباید پستانک بخواهد. بنی این حرف را نمی‌پذیرد و همین تفاوتِ میان خواسته و قاعده، ماجرای جلد دوم را جلو می‌برد.

بنی و برادرش

در جلد سوم، قرار است بنی و برادرش به بیرون از خانه بروند و بازی کنند. مادر بنی اما آن‌ها را از رفتن به نزدیک چاله‌ی گِلی منع می‌کند. با وجود این هشدار، بنی و برادرش بدون توجه به حرف مادر، نزدیک همان چاله می‌روند و شروع به بازی با دوستانشان می‌کنند. در جریان بازی، یکی از دوستان با نام «راف» برادر کوچولوی بنی را هُل می‌دهد و همین اتفاق مسیر ماجرا را تغییر می‌دهد. این جلد، درگیری‌های کوتاهِ همراه با بازی و نتیجه‌ی بی‌توجهی به هشدارهای بزرگ‌ترها را به شکل داستانی دنبال می‌کند.