دردسرهای مکس و مالی پنجره
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی دردسرهای مکس و مالی
مجموعهی «دردسرهای مکس و مالی» ماجرای دو کودک شیطان و باهوش را روایت میکند که در هر جلد، نقش یک راهنما را به عهده میگیرند؛ راهنمایی برای رد کردن دردسرهای روزمره، با طنزی تند و پرجنبوجوش. ایدهی کتابها از شوخیهای پراتفاق میآید، اما ریتم داستان طوری چیده شده که خواننده هم همراه بماند و هم از نتیجهی تلاشهای مکس و مالی بخندد. این مجموعه با همکاری دمنیک بارکر بهعنوان نویسنده و هانا شاو بهعنوان تصویرگر شناخته میشود و از سال ۲۰۱۱ (در انتشار نخست) به شکل یک مجموعهی پشتسرهمخوان برای کودکان عرضه شده است.
طرح و داستان کلی مجموعهی دردسرهای مکس و مالی
در هر کتاب، مکس و مالی با لحنی شاد و رو به مخاطب، وارد یک موقعیت دردسرساز میشوند و چند قدم مشخص را پیش میبرند؛ قدمهایی که میان «کارهایی که باید انجام داد» و «اتفاقهایی که میتواند همهچیز را به هم بریزد» در نوسان است. نتیجه، ترکیبی از ماجراجوییهای کوتاه و کنترلنشده و در عین حال قابلدنبالکردن برای کودک است. همین سبکِ روایت، باعث میشود هر جلد حس یک تجربهی زنده و لحظهای داشته باشد؛ تجربهای که در آن راهحلها گاهی جدی به نظر میرسند، اما با چرخشهای بامزهی ماجرا، فضای داستان سریعتر به سمت خنده میرود.
کتابهای مجموعهی دردسرهای مکس و مالی
این مجموعه شامل جلدهایی است که هر یک، یک راهنمای بامزه برای عبور از دردسرهای مشخص ارائه میدهند و در عین حال دنیای مکس و مالی را در قالب شوخیهای پرسرعت زنده نگه میدارند.
چطور یک خلافکار را دستگیر کنید
در این جلد، مکس و مالی با یک دردسر ساده شروع میکنند و خیلی زود به ماجرایی میرسند که آنقدر شتاب دارد که همهچیز در همان حال پیش میرود. اول، به یک توپ و یک باغ مربوط میشوند و در ادامه، تلاش میکنند به شکلی مؤدبانه ماجرا را از مسیر درست پیش ببرند. بعد، تصمیم میگیرند همانجایی که یک مشکل کوچک شکل گرفته، تبدیلش کنند به یک برخورد جدیتر؛ برخوردی که قرار است همزمان چند اتفاق را رقم بزند. در نهایت، ماجرای اصلی فقط به یک «گیر افتادنِ درست» ختم نمیشود و پای یک خلافکار واقعی هم به داستان باز میشود.
چطور یک بچه مثبت نابغه شویم
در این کتاب، مکس و مالی وارد موقعیتی میشوند که از همان ابتدا بوی دردسر میدهد. در یکی از قدمها، کاری که باید انجام شود با چیزی انجام میشود که هیچوقت گزینهی معمولی به نظر نمیرسد؛ تعمیر یک مشکل با کمک گل و لای، چیزی که مسیر داستان را از حالت خشک و معمول خارج میکند. در ادامه، دوباره همان الگوی آشنا تکرار میشود: نزدیک شدن به یک موقعیت روزمره با یک راهحل عجیب و غیرمنتظره. همین رفتوآمد میان «کمک کردن به یک کار» و «بههمریختن یک اتفاق» باعث میشود پایان ماجرا همزمان هم به سرگرمی برسد و هم حالوهوای تبدیل شدن به یک نابغهی واقعی را رقم بزند.
چطور یک آدم برفی حال به هم زن بسازیم
این جلد فضای برفی را به صحنه میآورد و مکس و مالی را وسط یک دردسر زمستانی میگذارد که از دلش چند راهحل خلاقانه بیرون میآید. اول از همه، ایدهی گرم ماندن با چیزی مطرح میشود که بیشتر شبیه یک راهحل اضطراری است تا برنامهی روزمره. بعد، نوبت به تمیزکاری و آمادهسازی محیط میرسد؛ کاری که قرار است نتیجهاش برای یک خریدِ خوشایند انجام شود. اما مثل همیشه، تلاشها به شکل بامزهای با اتفاقهای ناگهانی همراه میشوند و در نهایت، همان چیزی که در ذهن خواننده میچرخد به شکل «ساختن یک آدم برفی واقعی» درمیآید؛ آدم برفیای که در این داستان، مشخصاً قرار است حسابی دردسر درست کند.