سه تاج شوم باژ

عناوین این مجموعه

مرتب سازی براساس:

0 کالا

معرفی مجموعه‌ی سه تاج شوم

مجموعه‌ی سه تاج شوم نوشته‌ی کندارا بلیک، یک فانتزی نوجوان با حال‌وهوای تاریک و پرتنش است که در هر نسل، بر سر تاج سلطنت، پای خواهرانِ هم‌خون به میان می‌آید. این مجموعه که توسط انتشارات باژ منتشر شده، در جزیره‌ی فنبرن جریان دارد؛ جایی که در هر دوره، سه ملکه‌ی سه‌قلو با موهبت‌های جادوییِ متفاوت به دنیا می‌آیند و سرنوشت آن‌ها به یک مسابقه‌ی مرگبار گره می‌خورد. اولین‌بار این داستان‌ها در ۲۰۱۶ منتشر شدند و از همان ابتدا توجه بسیاری را به روایت رقابت، توطئه و انتخاب‌های دشوار جلب کردند.

طرح و داستان کلی مجموعه‌ی سه تاج شوم

در قلب جزیره‌ی فنبرن، هم‌زمان با تولدِ سه‌قلوهایی که همه‌ی آن‌ها حق یکسانی برای سلطنت دارند، قواعد بازی هم مشخص می‌شود: در روزی که دختران شانزده‌ساله می‌شوند، نبرد آغاز می‌گردد و هر ملکه باید برای رسیدن به تاج، راه خودش را پیدا کند. در این میان، موهبت‌های جادوییِ متفاوت، هم ابزار قدرت هستند و هم منبع دردسر؛ چون هر انتخابی که برای پیروزی انجام شود، نتیجه‌اش فقط به خود فرد ختم نمی‌شود و روابط، متحدان و آینده‌ی جزیره را هم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. مجموعه‌ی سه تاج شوم با تمرکز بر رقابت خواهرانه، فضای پرآشوب و تصمیم‌های پرهزینه، از همان فصل‌های نخست اجازه نمی‌دهد خواننده آرام بگیرد.

کتاب‌های مجموعه‌ی سه تاج شوم

در این مجموعه، سه جلد اول به ترتیب، آغاز نبرد و سپس تغییر موازنه‌ها را دنبال می‌کنند.

سه تاج شوم

در میان هر نسل از مردم جزیره‌ی فنبرن، سه خواهر سه‌قلو به دنیا می‌آیند؛ سه ملکه‌ای که همگی سهمی یکسان از سلطنت و موهبتی جادویی دارند. میرابلا، ملکه‌ی عنصریِ خشن، می‌تواند با چند حرکت انگشت شعله‌های گرسنه و طوفان‌های کشنده را فرابخواند. کاترینِ مسموم‌کننده قدرتی دارد که مرگبارترین سموم را بی‌آنکه از او کم بیاورد، هضم می‌کند. آرسینوئه‌ی طبیعت‌گرا نیز می‌گویند گل‌های رزِ سرخ را می‌رویاند و حتی شیرهای ترسناک را به کنترل خود درمی‌آورد. اما در این جزیره، ملکه شدن فقط با حق تولد تعیین نمی‌شود؛ شبی که این دختران شانزده‌ساله می‌شوند، نبرد آغاز می‌گردد و آخرین ملکه‌ی زنده به تاج سلطنت می‌رسد.

سریر شوم

با پشت سر گذاشتنِ مراسم خیزش و ورود به سالِ قیام، شرایط کاملاً عوض می‌شود و رقابت برای تاج سلطنت وارد فاز تازه‌ای می‌گردد. کاترین که پیش‌تر ضعیف و سست‌بنیه توصیف شده بود، دیگر با خودِ قدیمی‌اش وداع گفته است. آرسینوئه پس از تازه‌فهمیدنِ موهبتش، دنبال راهی است تا بتواند از توانایی‌اش به شکل پنهانی استفاده کند. میرابلا نیز با حملاتی رودررو می‌شود که فقط به خودش محدود نمی‌ماند و تمام آشنایانش را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ به همین دلیل، او با موقعیتی روبه‌رو است که حتی با وجود قدرتش، واکنش مؤثر همیشه در دسترس نیست. در این جلد، نبرد ادامه دارد اما هر خواهر، با چالش‌های جدیدی که روی دستش می‌ماند، باید برای بقا تصمیم بگیرد.

دو سلطنت شوم

ملکه‌ی کاترین تمام عمرش را در انتظار رسیدن به تاج سلطنت گذرانده است، اما حالا که بالاخره به آن می‌رسد، زمزمه‌های آشوب و ناآرامی بلندتر از هر زمان دیگری شنیده می‌شود. او دقیقاً نمی‌داند خواهرانش واقعاً مرده‌اند یا این‌که در کنارِ ماجرا ایستاده‌اند و منتظرند تخت سلطنت را به دست بگیرند. در همین حال، جولز در وضعیت غریبی گیر افتاده و معتمدانش، دختری جنگجو به نام امیلیا و دوست پیشگوی او، از جولز می‌خواهند پا در کفشی بگذارد که برایش بسیار بزرگ است؛ کفشی که قرار است نقش ملکه‌ای با نفرین لژیون را فعال کند و او را به رهبری ارتش شورشیان تا کاخ کاترین برساند. شورشی که در پسِ خود، دست یک «ملکه‌ی آبی» را هم پنهان دارد.