مور مور

عناوین این مجموعه
اشتراک‌گذاری

مرتب سازی براساس:

0 کالا

معرفی مجموعه‌ی مور مور

مجموعه‌ی مور مور مجموعه‌ای چندجلدی از داستان‌های ترسناک برای کودکان و نوجوانان است که هر جلد، ماجرا را با شخصیت‌ها و موقعیت‌های تازه دنبال می‌کند. این مجموعه با روایت‌هایی پرشتاب و فضایی پرتعلیق شناخته می‌شود؛ جایی که گاهی یک اتفاق عجیب، کافی است تا زندگی روزمره‌ی قهرمانان داستان به سمت وحشت و ناشناخته‌ها بلغزد. نویسنده‌ی این مجموعه آر. ال. استاین است و انتشار جلدهای آن با شماره‌گذاری انجام می‌شود.

اگر دنبال کتاب‌هایی هستید که هم حال‌وهوای هیجان را حفظ کنند و هم با ترس‌های سبک و مناسب مخاطب نوجوان پیش بروند، مور مور انتخابی جدی برای یک سبد خواندنی ماجراجویانه به شمار می‌رود. در این داستان‌ها، معمولاً خودِ نوجوانان/کودکان باید راهی برای فهمیدن حقیقت و کنار آمدن با تهدید پیدا کنند و همین مسئولیتِ پیش‌بینی‌نشدنی، کشش روایت را بالا نگه می‌دارد.

طرح و داستان کلی مجموعه‌ی مور مور

هر جلد از مور مور مثل یک پرونده‌ی جداگانه جلو می‌رود: شخصیت اصلی با یک نشانه یا موقعیت ترسناک روبه‌رو می‌شود، تلاش می‌کند اطراف را بهتر ببیند و تصمیم بگیرد چه کار کند، و کم‌کم خطر ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند. در بسیاری از موقعیت‌ها، واکنش دیگران به موضوع روشن نیست؛ یا حرف‌ها را جدی نمی‌گیرند یا دسترسی به کمک مطمئن سخت می‌شود. نتیجه، شکل‌گیری یک مسیر پرتنش است که در آن شجاعت، کنجکاوی و تصمیم‌های لحظه‌ای نقش پررنگی دارند.

کتاب‌های مجموعه‌ی مور مور

در این مجموعه، جلدها با شماره‌های «مورمور» منتشر می‌شوند و هر جلد با موضوع و فضای مخصوص خود، تجربه‌ای متفاوت از ترس و تعلیق می‌سازد.

شبحی در همسایگی (مورمور ۱)

اینجا با داستان یک محله‌ی نسبتاً معمولی شروع می‌شود؛ اما از وقتی یک پسر جدید به خانه‌ی کناری نقل مکان می‌کند، همه‌چیز برای هنا شکل دیگری به خود می‌گیرد. خانه‌ی همسایه انگار خالی است و با این حال، نشانه‌های عجیب یکی‌یکی ظاهر می‌شوند. هنا تلاش می‌کند ماجرا را برای خودش روشن کند و دنبال جواب بگردد، اما راه حرف زدن درباره‌ی همسایه همیشه هم ساده نیست. در همان روزها و شب‌های پرابهام، تنش داستان بیشتر می‌شود و سؤال اصلی این است که پشت این سکوت و ظاهر بی‌سکنه چه چیزی پنهان شده است.

دیو و دختر (مورمور ۲)

یک دختر درست در میانه‌ی تغییرات و نگرانی‌های خانوادگی، ناگهان با حادثه‌ای ترسناک روبه‌رو می‌شود؛ حادثه‌ای که روایت را از همان ابتدا پرشتاب می‌کند. یک اتفاق در مسیر ماجرا پیش می‌آید و قبل از اینکه همه چیز فرصت توضیح پیدا کند، ناپدید شدن و ترس جای خود را به سردرگمی می‌دهد. از طرفی، صدای جیغ‌ها و توصیفِ مداومِ ترس در فضای داستان نقش مهمی دارد و نشان می‌دهد که ماجرا فقط شایعه نیست. در ادامه، توجه شخصیت‌ها به یک تهدید جدی جلب می‌شود و داستان در قالب یک موقعیت اضطراری پیش می‌رود.

شبح بی‌سر (مورمور ۴)

در این جلد، شهر به داشتن یک جاذبه‌ی عجیب مشهور است؛ یک خانه‌ی بالای تپه و شبحی که مردم درباره‌اش حرف می‌زنند. دووین و استفانی که نسبت به این ماجرا کنجکاو هستند، با وجود شهرت ترسناکِ این مکان، هنوز با خودِ «شبح بی‌سر» از نزدیک روبه‌رو نشده‌اند. فضای داستان از جایی جدی‌تر می‌شود که قدم‌ها به سمت ماجرایی می‌رود که نتیجه‌اش می‌تواند از حد حرف و شایعه فراتر باشد. حالا با نزدیک شدن به ناشناخته، تنش روایت بالا می‌رود و هر لحظه امکان وقوع اتفاقی غیرمنتظره وجود دارد.