ماجراهای فرانتس
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی ماجراهای فرانتس
مجموعهی ماجراهای فرانتس مجموعهای کودک و نوجوان از کریستینه نوستلینگر است که با ترجمهی کتایون سلطانی و تصویرگری ارهارد دیتل در ایران منتشر شده است. در این مجموعه، زندگی روزمرهی فرانتس و آدمهای دور و برش—از خانه و مدرسه گرفته تا همسایهها و دوستان—به شکل داستانهای پرماجرا و خواندنی روایت میشود. این مجموعه هشت جلدی، بیشتر از آنکه دنبال هیجانهای بزرگ باشد، به تجربههای کوچک اما اثرگذار یک پسر بچه در موقعیتهای واقعی میپردازد.
طرح و داستان کلی مجموعهی ماجراهای فرانتس
ماجراهای فرانتس، هر بار با یک موقعیت تازه روبهرو میشود؛ از روزهای دشوارِ مدرسه تا چالشهای روابط کودکانه و تصمیمهایی که فرانتس در واکنش به حرف دیگران میگیرد. فضای داستانها همزمان صمیمی و طنزآمیز است و نشان میدهد چطور یک کودک، وقتی تحت فشار قرار میگیرد یا احساس میکند حقش رعایت نمیشود، دنبال راهی برای ایستادن در برابر شرایط میگردد. شخصیتها در کنار هم، تصویری از خانواده، مدرسه و همبازیها میسازند که برای مخاطب جوان آشنا و قابل لمس است.
کتابهای مجموعهی ماجراهای فرانتس
در ادامه، سه جلد از این مجموعهی هشتجلدی را میبینید که هرکدام ماجرایی متفاوت از فرانتس را روایت میکنند.
ماجراهای فرانتس در مدرسه
فرانتس هفت ساله است و دلش نمیخواهد به مدرسه برود. او بعد از چهار هفته هنوز نمیتواند خواندن و نوشتن را یاد بگیرد و همین موضوع، روزهایش را سختتر میکند. معلمش هم فردی بسیار جدی است و مدام امرونهی دارد. در همان فضای آموزشی، بلندترین شاگرد کلاس نیز فرانتس را اذیت میکند و آرامش او را به هم میریزد. این جلد، روایت ماجراهای فرانتس و دوستانش در مدرسه است و نشان میدهد یک کلاس چطور میتواند هم محل یادگیری باشد و هم محل نگرانی و دلخوری.
ماجراهای فرانتس کوچولو
در این جلد، فرانتس پسری شش ساله با اندامی ریز و موهای طلایی است؛ به همین خاطر خیلیها او را چهار ساله و به خاطر ظاهر دخترانهاش دختر میدانند. فرانتس از این برداشت اشتباه عصبانی است و نمیخواهد به چشم دیگری دیده شود. روزی یکی از اقوام همسایه به نام «برگرها» پسری همسن فرانتس را با خودش میآورد و او به هیچ عنوان قبول نمیکند که فرانتس پسر است. برخوردها بالا میگیرد و فرانتس با تنبیه شدید مواجه میشود. ماجراهای این داستان، بر تنشهای کوچک روزمره و واکنشهای یک کودک حساس و خودشکوفا تکیه دارد.
ماجرای کارآگاه شدن فرانتس
فرانتس هشت ساله با خانوادهاش—پدر، مادر و برادر بزرگ شیوزف—در خیابان زنگاسه زندگی میکند. خانهی دوستش گابی گروبر هم در همان ساختمان قرار دارد. فرانتس مجبور است هر روز بعد از مدرسه، ناهارش را در خانهی گابی بخورد و تمام بعدازظهر را نزد او بماند. در این میان، مادر گابی به فرانتس میگوید که نباید زیر بار حرف زور برود و همین حرفها روی تصمیمهای او اثر میگذارد. گابی از فرانتس میخواهد دستیارش شود و همراه او دزدها را تعقیب کند، اما فرانتس گیج میماند که دزدها کجا هستند و اصلاً باید دنبال چه چیزی بگردند.