قصههایی از امام عسکری(ع) قدیانی
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی قصههایی از امام عسکری(ع)
مجموعهی قصههایی از امام عسکری(ع) با نثری روان و مناسب علاقهمندان به داستانهای مذهبی، به روایت حکایتهایی کوتاه دربارهی امام حسن عسکری(ع) میپردازد. این مجموعه از سوی انتشارات قدیانی منتشر شده و نویسندگی اغلب جلدها با مسلم ناصری است. قصهها در قالب جلدهای شمارهدار کنار هم قرار میگیرند و هر جلد، ماجرایی مستقل را دنبال میکند؛ در عین حال، فضای آشنایی با سیره و نگاه امام حسن عسکری(ع) در همهی آنها یک خط مشترک میسازد. همچنین نسخهای یکجلدی نیز با عنوان «۱۰ قصه از امام عسکری(ع)» در دسترس است که شامل چند قصهی این مجموعه میشود.
طرح و داستان کلی مجموعهی قصههایی از امام عسکری(ع)
در این مجموعه، شخصیتهای مختلف با امام حسن عسکری(ع) مواجه میشوند یا از رخدادهایی که در فضای نزدیک به ایشان اتفاق میافتد باخبر میشوند. محور روایتها معمولاً بر دیدارها، گفتوگوها و واکنشهایی است که در لحظههای مهم، به فهم بهتر حقیقت و ارزشهای اخلاقی کمک میکند. از میان جلدهای مختلف، میتوان سبک روایت را اینگونه شناخت: در یکی، مردی تهیدست داستان زندگی و نیازش را مطرح میکند و با راهنماییهای امام روبهرو میشود؛ در دیگری، یار امام در زمان نگرانی نزدیکان، صحنهای میبیند که خیالها را آرام میکند؛ و در جلد دیگر، نوجوانی که همراه پدرش راهی سامرا میشود، در مسیر به منزل امام حسن عسکری(ع) میرسد و ماجراهای تازهای پیش چشمش قرار میگیرد.
کتابهای مجموعهی قصههایی از امام عسکری(ع)
برای آشنایی مرحلهبهمرحله با قصههای مجموعه، میتوانید سراغ جلدهای شمارهدار بروید و به ترتیب عددی پیش بروید.
قصه هایی از امام عسکری 2
این جلد با عنوان «سکه های گم شده» روایت میشود و پیرامون شخصی به نام اسماعیل میچرخد؛ مردی که کنار مسجد گدایی میکند و روزی امام حسن عسکری(ع) را میبیند و از ایشان کمک میخواهد. در این ماجرا، امام کمک میکند، اما نکتهای مهم را هم تذکر میدهد؛ اسماعیل سخنان امام را جدی نمیگیرد و همین بیاعتنایی سبب میشود اتفاقی رخ دهد که او اهمیت حرفها را میفهمد. جلد ۲ برای خواننده، قصهی کوتاهی است دربارهی اثرگذاری سفارشهای بزرگتر و اینکه چرا شنیدنِ حرف درست، به تصمیمهای بعدی جهت میدهد.
قصه هایی از امام عسکری 3
جلد ۳ با عنوان «فقط پرده تکان می خورد» منتشر شده است. در روایت این قصه، امام حسن عسکری(ع) به سختی بیمار میشوند و نزدیکانشان نگران رهبرشان هستند. در همین حال، یعقوب که از یاران امام است، برای عیادت میرود و در جریان دیدار، صحنهای میبیند که نگرانیاش را کم میکند و خیال او را راحتتر میسازد. قصهی این جلد کوتاه و متمرکز است بر حالوهوای روزهای بیماری و امیدی که میان افراد نزدیک شکل میگیرد؛ امیدی که از یک مشاهدهی دقیق و یک لحظهی تعیینکننده به دست میآید.
قصه هایی از امام عسکری 9
این جلد با عنوان «سفر در باران» روایت میشود. شخصیت اصلی، پسر بچهای به نام محمد است که همراه پدرش رهسپار سامرا میشود. آنها در مسیر با دشواریهایی مثل نداشتن غذا مواجهاند تا اینکه سرانجام به منزل امام حسن عسکری(ع) میرسند. حضور امام، فضای داستان را تغییر میدهد: پیرمرد با دیدن امام خجالت میکشد و محمد هم در همان حال، خسته و گرسنه است و نمیداند چه باید بکند. قصهی جلد ۹ بیشتر از آنکه بر حادثههای پیچیده تکیه کند، روی حس نگرانی و انتظار کودکانه و تغییرِ مسیر زندگی در لحظهی رسیدن به خانهی امام تمرکز دارد.