هیاهوی کوهسار اثر فریبا منتظرظهور

عکس هیاهوی کوهسار

کتاب هیاهوی کوهسار

انتشارات:فیروزه

معرفی کتاب هیاهوی کوهسار (رمان)

گاهی یک جدایی، نه با رفتن، بلکه با روایتی نادرست آغاز می‌شود؛ روایتی که سال‌ها در ذهن یک خانواده باقی می‌ماند. کتاب هیاهوی کوهسار (رمان) نوشته فریبا منتظرظهور، داستان اجتماعی لیلی و دخترش بهار است؛ داستان مادری که در زندان فرزندش را به دنیا می‌آورد و دختری که با تصور رهاشدن از سوی مادر بزرگ می‌شود.

این رمان، در کنار روایت زندگی شخصیت‌ها، تصویری از خانواده‌ای در جامعه‌ای پرتنش ارائه می‌دهد و به وقایع دهه پنجاه ایران نیز اشاره می‌کند. پرسش اصلی داستان، تنها درباره گذشته لیلی نیست؛ بلکه درباره تأثیر سکوت، پنهان‌کاری و نبود درک متقابل بر رابطه میان اعضای خانواده است. خواننده با روایتی روبه‌رو می‌شود که در آن گذشته، پس از سال‌ها، دوباره به زندگی شخصیت‌ها بازمی‌گردد.

درباره کتاب هیاهوی کوهسار (رمان)

لیلی، همسر یک سرهنگ، طی ماجراهایی راهی زندان می‌شود و همان‌جا دخترش بهار را به دنیا می‌آورد. پس از آزادی، سرهنگ بهار را از مادرش جدا می‌کند. بهار در نبود مادر، با این باور رشد می‌کند که لیلی او را رها کرده است؛ باوری که می‌تواند نگاه او را به خانواده، گذشته و هویت خودش شکل دهد. سال‌ها بعد، در جوانی و به واسطه مبین، بهار فرصت دیدن مادرش را پیدا می‌کند.

دیدار دوباره، پایان پرسش‌های بهار نیست؛ بلکه آغاز روبه‌رو شدن او با لایه‌هایی از زندگی لیلی است. پس از مرگ مادر، بهار با خواندن خاطرات او به رازهای زندگی‌اش پی می‌برد و تصویری تازه از گذشته به دست می‌آورد. این مسیر، داستان را از یک جدایی خانوادگی فراتر می‌برد و نشان می‌دهد که حقیقت پنهان‌شده چگونه می‌تواند بر زندگی نسل بعد اثر بگذارد.

فضای رمان با سوگ، سکوت و گفت‌وگوهای دشوار خانوادگی پیوند دارد. در بخشی از روایت، بهار پس از مرگ مادر، در حال‌وهوایی سنگین و مبهوت دیده می‌شود؛ سکوتی که اطرافیان را نگران می‌کند و امکان بروز گفت‌وگویی آرام را از میان می‌برد. حضور نزدیکان، چای خوردن، انتظار برای دیدار دوستان و نگرانی از پرسش‌های آزاردهنده، جزئیات ملموسی از موقعیتی می‌سازد که در آن اندوه و سوءتفاهم به هم گره خورده‌اند.

فریبا منتظرظهور در این داستان اجتماعی، رابطه مادر و دختر را در بستر خانواده‌ای پرتنش دنبال می‌کند. گذشته لیلی از راه خاطراتش بازخوانی می‌شود و خواننده هم‌زمان با بهار، میان تصویری که سال‌ها از مادر داشته و واقعیت زندگی او قرار می‌گیرد. از این منظر، هیاهوی کوهسار (رمان) درباره قضاوت‌های شتاب‌زده، فقدان ارتباط و دشواری فهمیدن دیگری است؛ موضوعاتی که تجربه شخصیت‌ها را انسانی و قابل تأمل می‌کند، بی‌آنکه داستان از مسیر روایی خود فاصله بگیرد.

نویسنده کتاب هیاهوی کوهسار (رمان)

فریبا منتظرظهور در هیاهوی کوهسار (رمان)، داستانی اجتماعی را با تمرکز بر رابطه‌ای آسیب‌دیده میان مادر و دختر پیش می‌برد. توجه او به زندگی لیلی و بهار، از خلال جدایی، خاطرات و کشف تدریجی گذشته شکل می‌گیرد. نویسنده همچنین فضای خانواده را از شرایط پرتنش جامعه جدا نمی‌کند و با اشاره به وقایع دهه پنجاه ایران، سرگذشت شخصیت‌ها را در زمینه‌ای گسترده‌تر قرار می‌دهد.

رویکرد داستان بر آشکار شدن تدریجی واقعیت استوار است: بهار ابتدا گذشته را از زاویه‌ای محدود می‌شناسد، اما دیدار با مادر و سپس خواندن خاطرات او، امکان بازنگری در این شناخت را فراهم می‌کند. به همین دلیل، کتاب برای خوانندگانی که به روایت‌های خانوادگی، رازهای گذشته و داستان‌هایی درباره تأثیر شرایط اجتماعی بر روابط انسانی علاقه دارند، تجربه‌ای قابل دنبال کردن است.

خرید کتاب هیاهوی کوهسار (رمان) به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به رمان‌های اجتماعی فارسی علاقه دارید، هیاهوی کوهسار (رمان) می‌تواند انتخابی مناسب برای شما باشد؛ به‌ویژه اگر داستان‌هایی درباره رابطه مادر و دختر، جدایی خانوادگی و بازگشت به گذشته را می‌پسندید. این کتاب برای خوانندگانی جذاب است که دوست دارند سرگذشت شخصیت‌ها را در کنار فضای اجتماعی و تاریخی دهه پنجاه ایران دنبال کنند.

اگر از روایت‌هایی لذت می‌برید که حقیقت را یک‌باره آشکار نمی‌کنند و شخصیت‌ها را از مسیر خاطره، سوگ و گفت‌وگوهای دشوار می‌شناسند، این رمان انتظارتان را برآورده می‌کند. در اینجا با داستانی درباره یک سوءتفاهم ساده روبه‌رو نیستید؛ بلکه با زنجیره‌ای از جدایی، سکوت و برداشت‌های نادرست مواجه می‌شوید که بر زندگی بهار و لیلی سایه انداخته است.

خرید این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی فارسی، رمان‌های خانوادگی و روایت‌های اجتماعی پیشنهاد می‌کنیم؛ مخصوصاً کسانی که می‌خواهند درباره نقش خاطرات در شناخت آدم‌ها و پیامدهای نبود درک متقابل بیشتر تأمل کنند. هیاهوی کوهسار (رمان) خواننده را به همراهی با بهار دعوت می‌کند تا پشت یک باور قدیمی را ببیند و گذشته لیلی را از زاویه‌ای تازه بشناسد.

فریبا منتظرظهور
فریبا منتظرظهور
قلم‌فروش
هیاهوی کوهسار
هر از گاهی بنشین
آنیش
رویای من این است
به جز سرخ، هر رنگی
دزده‌کشی