چشمهایم آبی بود اثر محمدرضا کاتب


کتاب چشمهایم آبی بود
My eyes were blueانتشارات:
نیلوفر
نویسنده:
محمدرضا کاتب
نویسنده:
محمدرضا کاتب
قیمت:
325,000
10٪
292,500
قیمت:
325,000
10٪
292,500
معرفی کتاب چشمهایم آبی بود
گاهی یک رمان، بهجای آنکه جهان را از زاویهای روشن و قابلاعتماد نشان دهد، خواننده را در صحنههایی ناآرام، غریب و چندلایه رها میکند. «چشمهایم آبی بود» نوشته محمدرضا کاتب، روایتی است درباره خشونت خانگی، هنر، تنِ دردکشیده و آدمهایی که در موقعیتهایی نامتعارف، چهره پیچیده روابط انسانی را آشکار میکنند.
این کتاب از همان ابتدا انتظار خواننده برای یک روایت ساده و بیواسطه را به چالش میکشد. راوی نه ذهنیت شخصیتها را بهطور کامل میپذیرد و نه مانند ناظری کاملاً عینی، صحنهها را گزارش میکند. حاصل این فاصله، فضایی ناپایدار است که در آن باید به زبان، رفتار و جایگاه آدمها با دقت بیشتری نگاه کنید.
درباره کتاب چشمهایم آبی بود
در مرکز رمان، آمیزهای از خشونت خانگی، هنر و تجربههای دردبار بدن قرار دارد؛ اما کتاب این عناصر را جدا از هم پیش نمیبرد. این موضوعات در برخورد شخصیتها و در چینش ویژه صحنههای زندگی به یکدیگر گره میخورند. آدمهای رمان کاتب معمولی و قابلپیشبینی نیستند و روابطشان نیز در قالب الگوهای آشنای بیرونی خلاصه نمیشود.
یکی از ویژگیهای مهم اثر، نوع نگاه راوی است. او ذهنیت هیچیک از شخصیتها را بهسادگی تأیید نمیکند، اما در عین حال تصویری بیطرف و کاملاً شفاف هم ارائه نمیدهد. بنابراین خواننده با روایتی روبهرو است که حقیقت را به شکل مستقیم در اختیارش نمیگذارد و او را وادار میکند میان صحنهها، گفتارها و رفتارها ارتباط برقرار کند. این شیوه، فضای رمان را به تجربهای ذهنی و تأملبرانگیز تبدیل میکند.
شخصیتهای این کتاب به یک گروه اجتماعی یا یک تیپ مشخص محدود نمیشوند. لمپنها، اهالی هنر و جماعت روشنفکر، هرکدام در ساختار رمان حضور دارند و در نسبت با یکدیگر معنا پیدا میکنند. اهمیت کار کاتب در این است که آنها را صرفاً برای بازنمایی روابط بیرونی کنار هم نمیگذارد؛ بلکه موقعیتهایی میسازد که مواجهه این آدمها با یکدیگر، در بافت داستانی رمان امکانپذیر میشود. به همین دلیل، رفتار هر شخصیت را باید در ارتباط با صحنه و دیگران سنجید.
رمان همچنین نگاه قابلتوجهی به زبان و بازنمایی لمپنها دارد. استفاده از زبان یک گروه اجتماعی، اگر فقط به تقلید از گفتار آنها محدود شود، لزوماً اتفاق تازهای در روایت ایجاد نمیکند. «چشمهایم آبی بود» از همین منظر، فرصتی برای فکر کردن به کارکرد ادبیات فراهم میآورد: آیا ادبیات فقط رسانهای برای بازنمایی زبان و زندگی است، یا میتواند با چیدن دوباره صحنهها، امکان تازهای برای دیدن روابط انسانی بسازد؟
در یکی از صحنههای شگفتانگیز کتاب، اجساد معاودین عراقیِ جنگ مطرح میشوند؛ مردگانی که سالها در کانتینر یخچالدار باقی ماندهاند، زیرا وصیت کرده بودند تا فراهم شدن شرایط بازگشت به کشورشان دفن نشوند. پس از سقوط صدام، خانوادههای آنان تمایلی به انتقال اجساد ندارند و تصمیم بر دفن جداگانه آنها در شهرهای مختلف گرفته میشود. نگرانی از اهانت به این مردگان، با گذشته آنان پیوند میخورد: کسانی که به امید آزادی کشورشان، همدوش سربازان ایرانی جنگیده بودند، اما سرنوشت سیاسی عراق برایشان نه خواستنی بود و نه افتخارآمیز. این بخش، لایهای تاریخی و انسانی به رمان میافزاید.
خواننده نباید از این کتاب انتظار روایتی سرراست، شخصیتهایی کاملاً متعارف یا داوریهای آماده داشته باشد. ارزش خواندن آن در مواجهه با همین ابهامها، ترکیب خشونت و هنر، و پرسش درباره نسبت زبان، ادبیات و واقعیت شکل میگیرد.
نویسنده کتاب چشمهایم آبی بود
محمدرضا کاتب، متولد ۱۳۴۵ در تهران، نویسنده و کارگردان ایرانی است. او در رشته کارگردانی تلویزیونی تحصیل کرده و در زمینه سریالسازی و فیلمنامهنویسی نیز فعالیت داشته است. این پیشینه، توجه او به صحنه، موقعیت و چیدمان آدمها را در رمان «چشمهایم آبی بود» قابلتأمل میکند؛ رمانی که شخصیتها را در برخوردهایی ویژه و دور از الگوهای معمول قرار میدهد.
رمان «هیس-۱۳۶۹» باعث مطرح شدن کاتب در جامعه نویسندگان ایران شد و بهعنوان کتاب سال نیز برگزیده شد. او پیش از انتشار آن رمان، برای برخی آثارش، که عمدتاً به داستان نوجوانان مربوط بودند، جوایزی دریافت کرده بود. در این کتاب نیز دغدغه او فقط بازگویی یک ماجرا نیست؛ بلکه ساختن وضعیتی است که در آن زبان، بدن، هنر، خشونت و خاطره تاریخی در کنار هم خواننده را به تأمل وادارند.
خرید کتاب چشمهایم آبی بود به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به رمانهای فارسی با فضای روانشناختی، شخصیتهای نامتعارف و روایتهای چندلایه علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. همچنین اگر مطالعه آثاری درباره خشونت خانگی، تجربههای دردبار تن، هنر و نسبت میان ادبیات و زبان را دنبال میکنید، در این رمان با موضوعاتی روبهرو میشوید که بهسادگی پایان نمییابند و پس از خواندن نیز جای فکر باقی میگذارند.
این اثر برای خوانندگانی مناسبتر است که از روایتهای غیرمتعارف و راویان کاملاً قابلاعتماد انتظار ندارند و ترجیح میدهند در کشف معنای صحنهها مشارکت کنند. اگر به رمانهایی درباره آدمهای حاشیهای، جماعت روشنفکر، پیامدهای جنگ و خاطره مردگان علاقهمندید، «چشمهایم آبی بود» میتواند تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز برای شما باشد.









