چائوشسکو اثر ادوارد بئر


کتاب چائوشسکو
(ظهور و سقوط دیکتاتور سرخ)استبداد را میتوان مکتبی در نظر گرفت که در آنجا شاگردانی آموزش میبینند و پرورش مییابند. شاگردان مکتب استبداد الفبای خشونتطلبی و وحشتآفرینی را میآموزند و سرود سرکوب را به یاد میسپارند. کسانی که پس از فارغالتحصیلی از این مکتب به بیرون گام مینهند دندانشان را برای شکار قدرت تیز میکنند و در انتظار فرصتی کمنطیر در کمین مینشینند. شاگردان پس از رسیدن به قدرت دست به جنایتهای بیشماری میزنند و از آنجایی که از بند اخلاق و وجدان خودشان را آزاد و رها میبینند با شدت بیشتری میزنند و میکشند و سایهٔ ترس و وحشت را بر کشورشان میگسترانند. دوران حکومت حاکمان مستبد بر یک کشور از سیاهترین و تلخترین دوران زندگی مردم آن کشور محسوب میشود و تلخکامی این ایام حتی پس از بهبود شرایط هم تا سالها در ذهن مردم باقی میماند. حاکمان مستبد انحصارطلب هستند و همه چیز را برای خودشان میخواهند. آنها تمایل دارند تا هر دستوری که میدهند بیچون و چرا اجرایی شود، هر صدای مخالفی را خاموش میکنند و برای حفظ قدرت دست به هرکاری میزنند. استبداد برای چندین قرن در کشورهای اروپایی حضور پررنگی داشت و شاگردان ممتازی را در راس این کشورها قرار داده بود. رومانی یکی از آن کشورها بود که تحت فرمانروایی نیکلای چائوشسکو تبدیل به جهنم شده بود. کتاب چائوشسکو که به قلم ادوارد بئر-روزنامهنگار فرانسوی- نوشته شده و توسط بیژن اشتری ترجمه و به همت انتشارات ثالث چاپ و منتشر شده است به زندگی این شاگرد استبداد و دوران حکومتش بر رومانی میپردازد.
نگاهی به کتاب چائوشسکو: ظهور و سقوط دیکتاتور سرخ
نیکلای چائوشسکو در سال ۱۹۱۸ به دنیا میآید. خانوادهٔ او از مزرعهداران خردهپا بودند و پدرش به نوشیدن الکل اعتیاد داشت و مدام مست میکرد و هنگامی که در این شرایط قرار میگرفت، به آزار و اذیت خانوادهاش میپرداخت. نیکلای در نوجوانی به بخارست میرود و پس از مدتی به حزب کمونیست که در رومانی غیرقانونی اعلام شده بود میپیوندد و فعالیتهای سیاسی خود را آغاز میکند و در همین راستا بارها دستگیر و زندانی میشود اما با این وجود تا چندسال چهرهٔ برجسته و بانفودی در حزب بهشمار نمیآید. رومانی از دوران استقلالش تا سهسال پس از جنگ جهانی دوم حکومتی سلطنتی داشت اما در سال ۱۹۴۸ پادشاه این کشور با فشار کمونیستها، رومانی را ترک میکند و رژیمی کمونیستی به رهبری فردی بهنام گئورگیو دژ روی کار میآید و نیکلای چائوشسکو که در حزب کمونیست، زیردست دژ بود به معاونت وزارت دفاع میرسد. رهبر رومانی در سال ۱۹۶۵ از دنیا میرود و حزب کمونیست در جلسهای که برگزار میکند، چائوشسکو را به مقام دبیراولی حزب منصوب مینماید و دوران زمامداری دیکتاتور سرخ آغاز میشود. چائوشسکو در دوران حکومتش راه استقلالطلبانهای را نسبت به سایر کشورهای اروپای شرقی درپیش میگیرد و خود و کشورش را وابسته به شوروی نمیکند. برای مثال در حملهٔ شوروی به چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ مشارکت نمیکند و با این کشور در تحریم المپیک ۱۹۸۴ آمریکا همراه نمیشود و از این طریق خود را مستقل نشان میدهد. در داخل کشور، وضعیت اقتصادی رومانی عصر چائوشسکو و در دهههای هفتاد و هشتاد میلادی فاجعهبار بود و هرگونه اعتصاب و اعتراض کارگری نیز توسط حکومت درهم شکسته میشد. رژیم چائوشسکو از یک سازمان امنیتی عریض و طویلی نیز برخوردار بود که عنوان «سکوریتات» را بر خود داشت. این سازمان بهصورت گسترده و همهجانبه بر کشور و مردم رومانی نظارت میکرد آنطوری که یکی از صاحبمنصبان ارشد این سازمان میگفت: «از هر چهار رومانیایی حداقل یکی خبرچین سکوریتات بود» سرانجام سال ۱۹۸۹ فرا میرسد و رومانی نیز مانند سایر کشورهای کمونیستی اروپای شرقی، دستخوش انقلاب میشود و چائوشسکو پس از مدتکوتاهی از آغاز اعتراضات، دستگیر، محاکمه و اعدام میگردد و بدین ترتیب طومار رژیمی خودکامه درهم میپیچد.
جملاتی برگزیده از کتاب چائوشسکو
در رومانی، برخلاف لهستان که والدین در دورهٔ کمونیستی، تاریخ واقعی کشورشان را در خانهها به فرزندانشان میآموختند تا جایگزین تاریخ دروغین تدریسشده در مدارس دولتی باشد، کتابهای درسی تاریخ تنها وسیله برای اطلاع بچهمدرسهایها از گذشتهٔ کشورشان بود.
***
چائوشسکو، مثل استالین، نهفقط جاسوسی دشمنان و رقبایش را میکرد بلکه بهویژه علاقهٔ خاصی هم به جاسوسی همکارانش داشت. منازل و دفاتر کار وزارای کابینه، رهبران حزب، فرماندهان ارتش، و مقامات بلندپایه حکومتی تحت شنود دائمی بود و همهٔ مکالمات تلفنی آنها ضبط میشد.
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:









