روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم اثر یوتا ریشتر

عکس روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم
عکس روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم

کتاب روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم

The Day When I Learned to Tame Spiders

انتشارات:

افق

نویسنده:

یوتا ریشتر

نویسنده:

یوتا ریشتر

معرفی کتاب روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم

«روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم» فقط درباره عنکبوت‌ها نیست؛ این رمان نوجوانانه داستان پسری را پیش می‌کشد که در نگاه دیگران جایی ندارد، اما در جست‌وجوی دوستی و پذیرفته‌شدن است. در این قصه، ترس و تنهایی به نقطه‌ای برای نزدیک‌شدن دو نوجوان تبدیل می‌شود.

یوتا ریشتر در این اثر شخصیت راینر را از زاویه‌ای متفاوت نشان می‌دهد: پسری ژولیده، طردشده و بدرفتار که با وجود ظاهر و رفتار ناخوشایندش میل دارد با بچه‌ها بازی کند و دوست شود. وقتی دختری در همسایگی برای رهایی از ترسش از گربه و عنکبوت سراغ او می‌رود، ماجرایی شکل می‌گیرد که معنای واقعی دوستی را به چالش می‌کشد.

درباره کتاب روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم

در مرکز داستان، راینر قرار دارد؛ کودکی که مادرش بیمار و الکلی است و به سر و وضع و رفتار او توجه نمی‌کند. راینر کثیف و آشفته است و بچه‌ها او را «راسوی بوگندو» صدا می‌زنند. رفتار نامناسب و شیوه دغل‌کارانه او باعث شده دیگران از او دوری کنند و او را مزاحم و بی‌خاصیت بدانند. با این حال، پشت این چهره ناخوشایند، میل شدیدی به ارتباط و دیده‌شدن وجود دارد.

دختر همسایه نیز در خانه خود تنهاست. او از گربه و عنکبوت می‌ترسد و هر بار که ترسش را با پدر و مادرش در میان می‌گذارد، توجه لازم را دریافت نمی‌کند. بنابراین تصمیم می‌گیرد مسئله‌اش را با راینر در میان بگذارد؛ شاید پسری که از نظر همه نامطلوب است، راهی برای کمک کردن داشته باشد.

راینر گربه را فراری می‌دهد و راه و رسم اهلی‌کردن عنکبوت‌ها را به دختر یاد می‌دهد. این کمک ساده، آغاز دوستی میان آن‌هاست؛ دوستی‌ای که بر پایه قضاوت نکردن و شنیدن ترس‌های یکدیگر شکل می‌گیرد. دختر در کنار راینر جسارت بیشتری پیدا می‌کند و راینر نیز برای نخستین بار فرصت می‌یابد مهربانی و توانایی‌هایش را در رابطه‌ای واقعی نشان دهد.

اما این رابطه خیلی زود با واکنش اطرافیان روبه‌رو می‌شود. بچه‌ها، والدین و همسایه‌ها دختر را به دلیل دوستی با راینر سرزنش و تحقیر می‌کنند؛ آن‌ها می‌ترسند رفتارهای نادرست او بر دختر اثر بگذارد. اکنون دختر باید میان همراهی با دوستی عمیق و تسلیم شدن در برابر قضاوت جمع انتخاب کند. کشمکش اصلی فقط بر سر راینر نیست؛ مسئله این است که انسان برای پذیرفته‌شدن، تا کجا حاضر است از انتخاب خود دست بکشد.

ریشتر در این داستان نشان می‌دهد که ظاهر آشفته و رفتار ناهنجار، تمام حقیقت یک انسان را آشکار نمی‌کند. راینر و دختر، با وجود تفاوت‌هایشان، از تجربه‌هایی مشترک به هم نزدیک می‌شوند: هر دو تنها هستند و به شکلی از سوی دیگران طرد شده‌اند. یکی به‌خاطر ترس‌هایش جدی گرفته نمی‌شود و دیگری به‌خاطر ظاهر و رفتارش کنار گذاشته می‌شود. همین اشتراک، امکان اعتماد و همدلی را میان آن‌ها به وجود می‌آورد.

رابطه آن‌ها تنها راهی برای حل یک ترس نیست؛ فرصتی است برای شناختن ترس دیگری و پیدا کردن شجاعت در کنار او. دختر با کمک راینر از ترس‌هایش عبور می‌کند و اثر این جسارت بر راینر نیز دیده می‌شود. از سوی دیگر، هر دو باید با ترس دشوارتری روبه‌رو شوند: ترس از نگاه و قضاوت دیگران. داستان با طرح این کشمکش، خواننده را به فکر کردن درباره معنای دوستی، مرز میان درست و نادرست و حق انتخاب کردن دعوت می‌کند.

نویسنده کتاب روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم

یوتا ریشتر از نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان آلمان است و در این کتاب، به جای تمرکز بر ظاهر قابل قبول شخصیت‌ها، لایه‌های پنهان تنهایی، ترس و نیاز به دوستی را دنبال می‌کند. انتخاب راینر به‌عنوان شخصیتی که در ابتدا دوست‌داشتنی به نظر نمی‌رسد، به داستان اجازه می‌دهد نگاه خواننده به آدمی تغییر کند که دیگران پیش از شناختنش درباره او تصمیم گرفته‌اند.

کتاب در سال ۲۰۰۱ برنده جایزه ادبیات کودک و نوجوان آلمان شد. این موفقیت، اهمیت آن را در حوزه ادبیات کودک و نوجوان نشان می‌دهد.

خرید کتاب روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به داستان‌های نوجوانانه با شخصیت‌های پیچیده و رابطه‌های انسانی علاقه دارید، این کتاب می‌تواند تجربه‌ای تأمل‌برانگیز برایتان باشد. روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم برای نوجوانانی مناسب است که از خواندن درباره تنهایی، طردشدن، ترس و دوستی لذت می‌برند و می‌خواهند ببینند یک رابطه صمیمی چگونه می‌تواند نگاه آدم‌ها به خودشان و دیگران را تغییر دهد.

اگر داستان‌هایی را می‌پسندید که در آن‌ها قهرمان از ابتدا بی‌نقص یا محبوب نیست، راینر شخصیتی متفاوت و قابل‌توجه است. فضای قصه، هم از ماجرای گربه و عنکبوت بهره می‌گیرد و هم به موضوعات جدی‌تری مانند نیاز به پذیرفته‌شدن و ایستادگی در برابر فشار جمع می‌پردازد. در نهایت، این اثر را به کسانی پیشنهاد می‌کنیم که می‌خواهند کتابی بخوانند با روایت پرکشش، شخصیت‌های جذاب و نگاهی انسانی به ترس و قضاوت.

یوتا ریشتر
یوتا ریشتر

دیگر آثار این نویسنده

مجموعه من بیچاره (۴جلدی) افق^
من بیچاره، بچه‌ام و هیچ‌کاره
گربه یا چگونه جاودانگی‌ام از دست رفت؟
دریا پشت ایستگاه قطار است
تابستان اردک‌ماهی
روزی که یاد گرفتم عنکبوت‌ها را اهلی کنم