ویس و رامین اثر پیام ابراهیمی

عکس ویس و رامین

کتاب ویس و رامین

عشق‌های فراموش شده ۱

انتشارات:هوپا

معرفی کتاب ویس و رامین: به روایت ریش سپیدی که پایش لب گور بود

همه عاشقانه‌های کهن شبیه هم نیستند؛ بعضی از آن‌ها به‌جای قهرمانی‌های افسانه‌ای، از احساساتی پیچیده و تصمیم‌هایی دشوار سخن می‌گویند. کتاب «ویس و رامین: به روایت ریش سپیدی که پایش لب گور بود» نوشته پیام ابراهیمی، بازآفرینی طنزآلود و امروزی یکی از عاشقانه‌های کمتر شنیده‌شده ادبیات ایران است.

این کتاب به سراغ داستانی می‌رود که فخرالدین اسعد گرگانی آن را در قرن پنجم هجری در قالب مثنوی سرود؛ روایتی درباره عشقی ممنوعه، آتشین و پرکشمکش. پیام ابراهیمی این قصه را در قالب نثر بازگو می‌کند تا خواننده امروز با ماجرای ویس و رامین و فضای متفاوت آن ارتباطی تازه پیدا کند.

درباره کتاب ویس و رامین: به روایت ریش سپیدی که پایش لب گور بود

ویس و رامین از کودکی در کنار دایه‌ای با یکدیگر بزرگ می‌شوند و همین نزدیکی، زمینه شکل‌گیری رابطه‌ای عاطفی میان آن‌ها را فراهم می‌کند. با این حال، مسیر زندگی ویس به‌سادگی پیش نمی‌رود. او با ویرو ازدواج می‌کند، در حالی که دلش در مدت کوتاهی به رامین گره خورده و او را دوست دارد. از همین‌جا، داستان وارد قلمرو انتخاب‌های دشوار، کشمکش‌های عاطفی و رابطه‌ای ممنوعه می‌شود.

در این روایت، عشق تنها با شور و وصال تعریف نمی‌شود. فراق، نفرت، بی‌تفاوتی و لحظه‌های نزدیک‌شدن نیز در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و تصویری چندلایه از دلباختگی می‌سازند. ویس و رامین با عاشقانه‌هایی که معمولاً پایانشان در جهانی دور از زندگی روزمره رقم می‌خورد تفاوت دارد؛ احساسات شخصیت‌ها زمینی‌تر، متناقض‌تر و به تجربه‌های واقعی انسان نزدیک‌تر به نظر می‌رسد.

یکی از ویژگی‌های این داستان، فاصله گرفتن از الگوهای آشنای عشق‌های افسانه‌ای است. در اینجا خبری از جام زهر و خودکشی نیست و کسی برای رسیدن به محبوب، کوه نمی‌شکافد؛ حتی شکافتن یک سنگ هم به نشانه‌ای برای این عشق تبدیل نمی‌شود. همین نگاه، فضای کتاب را از سوگ‌نامه‌های عاشقانه معمول جدا می‌کند و به آن حال‌وهوایی متفاوت می‌دهد.

پیام ابراهیمی ماجرای اصلی را با نگاهی تازه و لحنی طنزآلود در نثر بازآفرینی کرده است. طنز در این بازگویی، داستان را از ریشه خود جدا نمی‌کند؛ بلکه به خواننده امکان می‌دهد با زبانی روان‌تر و امروزی‌تر به سراغ منظومه‌ای کلاسیک برود. حوادث اصلی داستان جابه‌جا نمی‌شوند و در اصل ماجرا دخل و تصرفی صورت نمی‌گیرد؛ تغییر اصلی در شیوه روایت و زبان بیان است.

خواندن این کتاب فرصتی است برای آشنایی دوباره با یکی از داستان‌های عاشقانه کهن ایرانی؛ داستانی که در میان منظومه‌های عاشقانه فارسی موضوعی خاص و منحصر‌به‌فرد دارد. این بازآفرینی، هم کنجکاوی خواننده را درباره روایت اصلی برمی‌انگیزد و هم نشان می‌دهد که قصه‌های قدیمی می‌توانند با نثری تازه، طنزی سنجیده و نگاهی نزدیک به زندگی امروز دوباره خوانده شوند.

نویسنده کتاب ویس و رامین: به روایت ریش سپیدی که پایش لب گور بود

پیام ابراهیمی در این کتاب به‌جای بازگویی خشک و فاصله‌گرفته از متن کهن، سراغ نثری روان و لحنی طنزآلود رفته است. او داستان ویس و رامین را برای خواننده امروز بازآفرینی می‌کند، بی‌آنکه ماجراهای اصلی آن را پس‌وپیش کند یا در مسیر کلی روایت دست ببرد.

رویکرد او بر نزدیک کردن یک منظومه عاشقانه کلاسیک به تجربه خواندن معاصر استوار است. نتیجه، روایتی است که هم ریشه در داستان فخرالدین اسعد گرگانی دارد و هم با بیان نثری و نگاه تازه، امکان مواجهه‌ای ساده‌تر و متفاوت‌تر با آن را فراهم می‌کند.

خرید کتاب ویس و رامین: به روایت ریش سپیدی که پایش لب گور بود به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به ادبیات کهن فارسی و داستان‌های عاشقانه ایرانی علاقه دارید، این کتاب می‌تواند انتخابی مناسب برای آشنایی با روایتی باشد که کمتر از برخی عاشقانه‌های مشهور شنیده شده است. خوانندگانی که دوست دارند منظومه‌های قدیمی را در قالب نثر امروزی بخوانند، از تغییر زبان و حفظ خط اصلی ماجرا بهره می‌برند.

این کتاب همچنین برای کسانی پیشنهاد می‌شود که به عشق‌های پیچیده، ممنوعه و آمیخته با وصال و فراق علاقه دارند؛ به‌ویژه اگر در جست‌وجوی داستانی هستید که احساسات را فقط در قالب فداکاری‌های افسانه‌ای نشان ندهد. اگر طنز، بازآفرینی ادبی و روایت‌های ریشه‌دار در فرهنگ ایرانی برایتان جذاب است، «ویس و رامین: به روایت ریش سپیدی که پایش لب گور بود» می‌تواند تجربه‌ای متفاوت از یک عاشقانه کلاسیک فراهم کند.

پیام ابراهیمی
پیام ابراهیمی
عشق‌های فراموش شده - ویس و رامین
پیتزاهای خطرناک (ماجراهای گودی)، (گلاسه)
پروندهٔ قتل مرموز یک (یا دو) خفاش جوان
مدرسهٔ تیزوبزان جنگل (گلاسه)
سفر رویایی به ژاپن
گرگ‌ومیش سگی ماجرای گروگان‌گیری در مدرسهٔ برادران قندی هوپا
یک روز معمولی در قهوه‌خانه
عمو زالا
زولو به مدرسه می‌رود
فرودگاه لطفا