ماهی سحرآمیز
انتشارات قدیانی منتشر کرد:
در دومین شب از هزار و یک شب، شهرزاد قصه گو چنین گفت: در زمانهای قدیم، ماهیگری بود پیر و فقیر، روزی او از خدا خواست تورش را پر از ماهی کند. ماهیگر، چند بار تورش را در یا انداخت و هر بار تورش را خالی بیرون کشید؛ اما بار سوم، خمرهای بزرگ در تورش افتاد.
.
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «ماهی سحرآمیز» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «ماهی سحرآمیز» ثبت میکند.











