شبی میان گرگها
انتشارات قدیانی منتشر کرد:
یوستوس یک اسکناس ده دلاری روی پیشخوان میگذارد و میگوید: «لطفا سه تا بستنی بزرگ.»
بستنیفروش با تعجب به اسکناس نگاه میکند و میگوید: «این دیگه چیه؟ اسکناس تقلبی»
باز یکی از ماجراهای سه پسربچهی؟ شروع میشود. چه مسی اسکناسهای تقلبی را بین مردم پخش میکند؟ داستانی جدید و پر ماجرا برای سه پسربچهی؟











