عکس وحشت در اردو
عکس وحشت در اردو

کتاب وحشت در اردو

انتشارات:

قدیانی

انتشارات قدیانی منتشر کرد:

… مارها و راسوها

آن روز من و رابی، بهترین دوستم، ناهار می‌خوردیم که به

او گفتم: «من که طاقت ندارم تا فردا صبر کنم.»

رابی گفت: «من هم همین‌طور. خیلی خوش خواهد گذشت.»

ماکس، قلدرترین شاگرد کلاس اول گفت: «شما دو تا احمق

دست و پا چلفتی دربارهٔ چه چیز حرف می‌زنید؟ نکند می‌خواهید

کلاس ورزش راه بیندازید؟»

نظرات کاربران(0)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز

پرسش و پاسخ (0)