شاید خدا گم شد اثر محرابه‌سادات قدیری

عکس شاید خدا گم شد
عکس شاید خدا گم شد

کتاب شاید خدا گم شد

معرفی کتاب شاید خدا گم شد

وقتی پدر از میان خانواده‌ای می‌رود، مسئولیت‌ها فقط به کارهای روزمره محدود نمی‌مانند؛ نگاه اعضای خانواده به یکدیگر هم تغییر می‌کند. کتاب «شاید خدا گم شد» از همین نقطه، روایت خانواده‌ای سه‌نفره را دنبال می‌کند؛ خانواده‌ای که پس از مرگ پدر، میان دلبستگی، نگرانی، اعتقاد و انتخاب‌های متفاوت فرزندانش گرفتار شده است.

در مرکز این روایت محمدطاها قرار دارد؛ جوانی که پس از مرگ پدرش مسئولیت سنگینی نسبت به مادر و خواهرش احساس می‌کند. پایبندی او به اعتقادات مذهبی‌اش فقط یک باور شخصی نیست؛ این باور در شیوه نگاهش به زندگی و روابط حدیث اثر می‌گذارد. طاها خوش ندارد خواهرش با هر کسی مراوده کند و می‌خواهد از او مراقبت کند، اما همین مراقبت به موضوعی برای اختلاف میان آن‌ها تبدیل می‌شود. حدیث دختری پرشور و شر است.

حدیث در برابر نگاه برادرش ایستاده است. او دوست دارد مانند جوان‌های امروزی لباس بپوشد و خود را به اصول طاها محدود نمی‌کند. در زندگی او علاقه‌ای عاطفی به حسین شکل گرفته؛ پسری که طاها او را شایسته تأمین نان حلال برای سفره خواهرش و ساختن زندگی شرافتمندانه نمی‌داند. بنابراین رابطه حدیث و حسین فقط یک دلبستگی ساده نیست و به یکی از کانون‌های اصلی کشمکش در خانواده تبدیل می‌شود.

درباره کتاب شاید خدا گم شد

ارزش این داستان در آن است که اختلاف میان خواهر و برادر را به تقابل ساده خیر و شر فرو نمی‌کاهد. محمدطاها از جایگاه جوانی مذهبی و مسئول خانواده تصمیم می‌گیرد، درحالی‌که حدیث خواهان تجربه کردن شیوه‌ای متفاوت از زندگی است. هر دو به یکدیگر نزدیک هستند، اما زبان نگرانی و خواسته‌هایشان یکسان نیست. مادر نیز در متن این خانواده حضور دارد و پس از فقدان همسرش با فرزندان خود در موقعیتی قرار گرفته که تنش‌هایشان بر فضای خانه اثر می‌گذارد. این وضعیت، خانواده را به صحنه‌ای برای سنجش مسئولیت، اعتماد و مرز میان مراقبت و دخالت تبدیل می‌کند.

در کنار کشمکش میان محمدطاها و حدیث، نگرانی دیگری نیز وجود دارد؛ نگرانی‌ای که به دوست او، علی، و آدم‌هایی مربوط می‌شود که علی با آن‌ها مراوده می‌کند. این بخش از روایت، دامنه دغدغه‌های طاها را از فضای خانه فراتر می‌برد. او هم باید نسبت به آینده خواهرش حساس باشد و هم با پیامدهای ارتباطاتی روبه‌رو شود که برایش نگران‌کننده هستند. به این ترتیب، داستان چند مسیر نگرانی را کنار هم قرار می‌دهد: سوگ پدر، مسئولیت خانوادگی، تفاوت در نگاه مذهبی، عشق حدیث و حسین، و رابطه‌ای که طاها درباره آن دلواپس است.

این روایت خواننده را با پرسش‌هایی درباره معنای حمایت از خانواده روبه‌رو می‌کند. آیا مراقبت از عزیزان می‌تواند بدون احترام به انتخاب‌هایشان ادامه پیدا کند؟ کتاب با دنبال کردن برخورد نگاه سنتی‌تر طاها با خواسته‌های حدیث، امکان می‌دهد مفهوم مسئولیت از چند زاویه دیده شود. آنچه میان این خواهر و برادر می‌گذرد، به اعتماد، انتخاب و تصویری که هر کدام از زندگی شایسته دارند مربوط می‌شود.

فضای داستان بر رابطه‌های خانوادگی و تنش‌های ناشی از تفاوت دیدگاه استوار است. از یک سو، سوگ و مسئولیت، محمدطاها را به موضع مراقبت و سخت‌گیری نزدیک می‌کند؛ از سوی دیگر، روحیه پرشور حدیث او را به سمت تجربه و استقلال می‌کشاند. در این میان، دلبستگی حدیث به حسین تصمیم‌های او را پیچیده‌تر می‌کند و نگرانی طاها را افزایش می‌دهد. خواننده با روایتی روبه‌رو است که به جای تمرکز بر یک حادثه منفرد، روابط میان شخصیت‌ها و اثر تصمیم‌هایشان بر خانواده را پی می‌گیرد.

نویسنده کتاب شاید خدا گم شد

محرابه سادات قدیری در «شاید خدا گم شد»، از دل موقعیتی خانوادگی روایت می‌کند که در آن اعتقادات مذهبی، مسئولیت پس از فقدان پدر، تفاوت سلیقه و دلبستگی عاطفی در برابر هم قرار می‌گیرند. تمرکز او بر محمدطاها و حدیث است؛ دو خواهر و برادر که از یک خانواده می‌آیند اما برداشت‌هایشان از شیوه درست زندگی کردن یکسان نیست. نویسنده این تفاوت را در پیوند با نگرانی‌های طاها درباره حسین و علی گسترش می‌دهد تا روایت از یک اختلاف خانوادگی ساده فراتر برود و به برخورد میان باور، انتخاب و مسئولیت برسد.

خرید کتاب شاید خدا گم شد به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به روایت‌هایی با تعارض خانوادگی و انتخاب‌های عاطفی علاقه دارید، این کتاب برای شماست. اگر به شخصیت‌هایی علاقه دارید که میان باورهای شخصی و خواسته‌های نزدیکان خود گرفتار می‌شوند، این داستان شما را به تأمل درباره مرز حمایت و دخالت دعوت می‌کند.

در این میان، رابطه حدیث و حسین و نگرانی‌های محمدطاها درباره علی، مسیرهای اصلی داستان را شکل می‌دهند. انتظار روایتی خانوادگی را داشته باشید که پاسخ‌های ساده را کنار می‌گذارد و چند نگاه متفاوت به مسئولیت و انتخاب پیش رویتان می‌گذارد.

محرابه‌سادات قدیری
محرابه‌سادات قدیری

دیگر آثار این نویسنده

آبان ماه اول زمستان است
روز را بلندتر می‌خواهم
میان لاشهٔ ایستگاه متروکه
فصل بی‌مرگی
بادها مسیر دیگری دارند
شاید خدا گم شد
پنجمین فصل سال