کمپانی دونفره

عکس کمپانی دونفره
عکس کمپانی دونفره

کتاب کمپانی دونفره

انتشارات:

بوتیمار

آقای شادروز با چشم‌های آرام و آبی – خاکستری خود او را نگاه می‌کرد: «دوشیزه خانم من با این زندگی خو گرفته‌ام. به آدم‌های بیچاره‌ای که این‌جا هستند علاقه دارم و فکر کنم عده زیادی از آن‌ها هم کاملا به من علاقه و وابستگی دارند. دست کم فکر می‌کنم اگر من بروم دلشان برایم تنگ می‌شود.»

نظرات کاربران(0)

نظرات کاربران(0)

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز
نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

مرتب سازی براساس: