انگار لال شده بودم اثر سپیده سالاروند

عکس انگار لال شده بودم
عکس انگار لال شده بودم

کتاب انگار لال شده بودم

یک مردم نگاری از کودکان کارگر افغانستانی در تهران

انتشارات:

خرد سرخ

قیمت:

150,000

10٪

135,000

قیمت:

150,000

10٪

135,000

معرفی کتاب انگار لال شده بودم: یک مردم‌نگاری از کودکان کارگر افغانستانی در تهران

وقتی کودکی در شهری بزرگ زندگی می‌کند، کار می‌کند و فارسی حرف می‌زند، اما همچنان از سوی جامعه غریبه تلقی می‌شود، مسئله فقط فقر یا مهاجرت نیست؛ مسئله جایگاهی است که جامعه برای او در نظر می‌گیرد. کتاب انگار لال شده بودم: یک مردم‌نگاری از کودکان کارگر افغانستانی در تهران نوشته سپیده سالاروند، به سراغ همین تجربه پیچیده و چندلایه می‌رود.

این کتاب با تمرکز بر زندگی کودکان کارگر افغانستانی در تهران، تلاش می‌کند بخشی از واقعیت روزمره آنان را قابل دیدن و شنیدن کند. موضوع اصلی آن، رابطه میان کار، مهاجرت، تعلق اجتماعی و نگاه جامعه به کودکانی است که در تهران حضور دارند، اما پذیرش کامل آنان همچنان با پرسش و دشواری همراه است.

درباره کتاب انگار لال شده بودم: یک مردم‌نگاری از کودکان کارگر افغانستانی در تهران

سپیده سالاروند در این مردم‌نگاری دو میدان اجتماعی را در مرکز توجه قرار می‌دهد: خانه کودک ناصرخسرو و گود زباله سعید در جاده تهران ـ سمنان. خانه کودک ناصرخسرو عمدتاً کودکانی را پوشش می‌دهد که شاگرد مغازه‌های لوازم ماشین‌فروشی در خیابان‌های اطراف بازار هستند. میدان دیگر، گود زباله سعید، فضای متفاوتی از کار و زیست این کودکان را پیش چشم خواننده می‌گذارد.

هر فصل کتاب همچون جستاری مستقل حول یک مضمون شکل گرفته است. این ساختار به خواننده اجازه می‌دهد از زاویه‌های گوناگون با بخشی از زندگی کودکان روبه‌رو شود و در عین حال، ارتباط میان تجربه‌های فردی آنان و وضعیت‌های اجتماعی گسترده‌تر در ایران را دنبال کند. کتاب به‌جای ارائه تصویری ساده و یکدست، می‌کوشد شبکه معنایی زندگی این کودکان را در پیوند با محیط کار، روابط اجتماعی و تجربه مهاجرت بررسی کند.

یکی از محورهای مهم کتاب، مسئله نام و پذیرفته‌شدن در جامعه است. کودکان مورد مطالعه، نام‌هایی دارند که به فرهنگ و جامعه‌ای دیگر پیوند می‌خورد؛ با این حال، همین نام‌ها می‌توانند بهانه‌ای برای فاصله‌گذاری اجتماعی باشند. کتاب نشان می‌دهد که چگونه نادیده‌گرفتن نام افراد، فقط حذف یک واژه نیست، بلکه می‌تواند به نادیده‌گرفتن هویت و عضویت اجتماعی آنان منجر شود.

در این روایت، شباهت ظاهری و توانایی صحبت‌کردن به زبان فارسی الزاماً به معنای پذیرفته‌شدن نیست. کودکانی که ایران را در محدوده کوچه محل کار و آدم‌هایی تجربه می‌کنند که از راه کار با آنان در تماس‌اند، با جامعه‌ای مواجه می‌شوند که گاهی برای نام و هویتشان اهمیتی قائل نیست. همین فاصله میان حضور واقعی و پذیرش اجتماعی، یکی از پرسش‌های اساسی کتاب را شکل می‌دهد.

کتاب تنها به توصیف شرایط کار بسنده نمی‌کند، بلکه از خلال روایت‌ها و مضمون‌های مختلف، به معنای زندگی در موقعیتی می‌پردازد که کودک هم‌زمان کارگر، مهاجر و عضوی از خانواده و جامعه‌ای دیگر است. خواننده با مطالعه این اثر می‌تواند درباره مفهوم تعلق، مرزهای پذیرش اجتماعی و نقش زبان و نام در تعریف هویت دوباره فکر کند.

از ویژگی‌های قابل توجه این مردم‌نگاری، استفاده نویسنده از داستان‌های صمد بهرنگی در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ برای نوشتن اثر است. این پیوند، کتاب را در گفت‌وگویی ادبی و اجتماعی با روایت‌هایی درباره کودکان قرار می‌دهد، اما تمرکز اصلی همچنان بر مشاهده و فهم زندگی کودکان کارگر افغانستانی در تهران باقی می‌ماند.

فضای کتاب جدی، اجتماعی و تأمل‌برانگیز است. انتظار خواننده از آن نباید یک روایت داستانی با قهرمان‌پردازی یا نتیجه‌گیری ساده باشد؛ با اثری مردم‌نگارانه روبه‌رو هستید که از راه مضمون‌های مستقل، تجربه زیسته کودکانی را بررسی می‌کند که در حاشیه دیده می‌شوند، اما در متن واقعیت شهری حضور دارند.

نویسنده کتاب انگار لال شده بودم: یک مردم‌نگاری از کودکان کارگر افغانستانی در تهران

سپیده سالاروند در این کتاب به سراغ موضوعی اجتماعی و انسانی رفته است: وضعیت زیست و مهاجرت کودکان کارگر افغانستانی در تهران. رویکرد او بر تمرکز بر میدان‌های واقعی زندگی این کودکان و روشن‌کردن بخش‌هایی از تجربه آنان استوار است؛ تجربه‌ای که در پیوند با کار، نام، هویت و رابطه با جامعه معنا پیدا می‌کند.

نویسنده فصل‌ها را به شکل جستارهایی مستقل سامان داده و هر فصل را حول یک مضمون پیش برده است. این انتخاب، امکان می‌دهد موضوع از مسیرهای مختلف بررسی شود و خواننده میان جزئیات زندگی روزمره و پرسش‌های اجتماعی بزرگ‌تر حرکت کند. استفاده از داستان‌های صمد بهرنگی در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ نیز بخشی از شیوه شکل‌گیری این مردم‌نگاری است.

دغدغه اصلی سالاروند در این اثر، صرفاً ثبت حضور کودکان در محیط‌های کاری نیست؛ او می‌کوشد معنای اجتماعی این حضور را بررسی کند و نشان دهد که چگونه جامعه می‌تواند با نپذیرفتن نام‌ها و نشانه‌های فرهنگی، کودکان را در موقعیتی میان حضور و بیگانگی قرار دهد.

خرید کتاب انگار لال شده بودم: یک مردم‌نگاری از کودکان کارگر افغانستانی در تهران به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به مردم‌نگاری، جامعه‌شناسی زندگی روزمره و کتاب‌هایی درباره کودکان کارگر علاقه دارید، انگار لال شده بودم می‌تواند انتخابی مناسب برای شما باشد. این اثر برای خوانندگانی نوشته شده است که می‌خواهند تجربه مهاجرت و کار کودکان افغانستانی در تهران را از نزدیک‌تر و با نگاهی تحلیلی دنبال کنند.

این کتاب همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که درباره مسئله تعلق اجتماعی، پذیرش مهاجران، هویت فرهنگی و نقش نام در روابط اجتماعی مطالعه می‌کنند. اگر ترجیح می‌دهید به‌جای روایت‌های کلی، با دو میدان مشخص و تجربه‌هایی ملموس روبه‌رو شوید، ساختار کتاب به شما امکان می‌دهد موضوع را از خلال موقعیت‌های واقعی‌تر پیگیری کنید.

در نهایت، این اثر برای خوانندگانی مناسب است که از کتاب‌های تأمل‌برانگیز و اجتماعی انتظار پاسخ‌های فوری ندارند و مایل‌اند درباره شیوه دیده‌شدن کودکان در جامعه، مرز میان غریبه و عضو جامعه، و تأثیر کار و مهاجرت بر زندگی آنان فکر کنند. این مردم‌نگاری با نگاهی متمرکز و جستارهایی مستقل، فرصتی برای بازنگری در برداشت‌های معمول درباره کودکان کارگر افغانستانی فراهم می‌کند.

سپیده سالاروند
سپیده سالاروند