حیثیت اثر فاطمه قربانی
روی دلش مانده بود اینکه عادل حتی یک لحظه هم این راه رفته را، این قضاوت تمام شده را، برنگشته بود و بر هم نمیگشت. البته حق هم میداد. به برادرانههای عادل و غیرتش حق میداد. برای برادری که راز مگوی دل رفیقش را میدانست. چه دلیلی قانع کنندهتر از و بهتر از کینهٔ داریوش میتوانست باشد؟ آن هم کینهای که از سر عشق و خواستن بود، که عشق همان جور که میتواند مهر و محبت را شدت بدهد، قادر است قدرت کینه را هم صدبرابر کند و همه چیز، همه رابطهها و نزدیکیها را بشوید و ببرد.
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «حیثیت» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «حیثیت» ثبت میکند.







