عکس دچارت شدم
عکس دچارت شدم

کتاب دچارت شدم

لب‌های یاسمن تکان ریزی خورد. لبخند نرمی روی لب محمد نشست.

_من دچارت شدم یاسمن… می‌دونی که دچار شدن از عاشق شدنم بدتره. . نه عشق میشناسه نه تنفر… فقط میدونی دچاری و نمیتونی خلاص شی…

یاسمن به سختی آب دهانش را فرو داد. محمد چانهٔ او را رها کرد و بوسه‌ای به گونهٔ یخ بسته‌اش زد و کنار کشید و در حالی که شانه‌های اورا می‌چسبید عاشقانه نگاهش کرد و گفت:

_ حالا که منو دچار کردی هیچ راه فراری نداری… مجبوری با من کنار بیای. . مجبوری دوستم داشته باشی… چون من خیلی حسودم چون این بدترین کار تو دنیاست. . بدترین کاری که در حق یه نفر می‌تونی بکنی اینکه عاشق نباشی و عاشقش کنی…

دوستم داشته باش یاسمن. . نه به اندازه من. . نه به اندازه‌ای که من دچار شدم… به اندازهٔ خودت و دل بزرگت که میدونم هر چیه از صافی و پاکی دلت میاد.

مریم‌السادات نیکنام
مریم‌السادات نیکنام

دیگر آثار این نویسنده

تجلی یک رؤیا
ناسور
ترانه باران
دچارت شدم
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز
نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

مرتب سازی براساس:

شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «دچارت شدم» ثبت می‌کند.

پرسش و پاسخ (0)

پرسش و پاسخ (0)

شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «دچارت شدم» ثبت می‌کند.